تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 378

مساهمون:

ص٣٧٨
« أنا حرب لمن حاربتم » « 1 » و غير اينها از رواياتى كه دلالت بر كمال محبت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به ايشان و كمال جلالت ايشان نزد اللّه تعالى دارد و بودن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله عالم به امور دقيقه ، چرا اظهار نكرد اين نص را كه اظهار كرده بود از براى اجابت كه سرعت به بيعت گرديد بعد از بيعت عمر از براى امير المؤمنين و فاطمه عليهما السّلام تا عمل به مقتضاى آن نص كرده تمكين نكنند غير مبايعين را كه داخل بيت فاطمه عليها السّلام شوند به واسطهء خوفى كه عارض ايشان شده بود از امتناع ؟ و بگويد فاطمه عليها السّلام كه : چرا ترك مىكنيد اطاعت كلام پدر مرا و متمسّك به بيت من مىشويد در معصيت او - كه ترك بيعت واجبه باشد - ؟ و جارى نشود بر اهل بيت آنچه جارى شد از هتك حرمت و بىادبى به نحوى كه لايق كسى نبود كه متصف به اندك كمال باشد . و أمّا ثامنا : به اينكه اگر بيعت واحد و اثنين مطلقا يا بيعت واحد با رضاى چهار كس دلالت بر امامت مىكرد هرآينه بسيارى از ملوك بنى اميه و بنى عباس امام خواهستند بود به واسطهء ظهور رضاى زياده از چهار به بيعت ايشان نزد مبايعه و دعوى كردن بسيارى از ايشان خلافت و امامت را . اگر گويند كه : در ايشان عدم استحقاق امامت چون مانع بود بيعت چنانى نفعى نكرد . پس وجه ندارد گردانيدن بيعت را دليل بر خلافت و امامت ، و هرگاه اصل بيعت به آن وجه دلالت بر امامت نكند پس به چه چيز دانسته‌ايد استحقاق
هامش
( 1 ) . سنن ترمذى 5 / 360 ح 3962 ، العمدة : 51 ح 45 و در پانوشت به نقل از : سيوطى در تفسير در المنثور 5 / 199 با اختلاف جزئى ، الطرائف : 131 ح 203 ، مناقب خوارزمى : 91 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 378 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)