تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧
نجات داشتن از غايت جهل و عناد است . و أمّا خامسا : به اينكه دوران حق با على عليه السّلام باطل مىكند توهّم نصى كه دلالت بر وجوب كند ، زيرا كه اگر نص بود آن حضرت تأخير نمىكرد تا به رغم عمر اهل بيت مستحق احراق بيت شوند چه تأخير و امتناع بر اين نص منافات با دوران حق با او دارد . و أمّا سادسا : [ به اينكه قول قاضى كه ارادة الخلاف باشد اشاره است به توجيه احراق به اينكه اين اجتماع در بيت فاطمه عليها السّلام از جهت عدم اعتقاد به صحت امامت ابو بكر نبود بلكه به واسطهء محض ارادهء خلاف بود و تجويز اين از بعض متخلفين با قول به صدق رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله منافات ظاهرى دارد اگر چه نسبت به بعض ديگر چنين نباشد و اين ظاهر است از براى كسى كه دست از تبعيت اهواء فاسده برداشته باشد « 1 » . خلاصهء سخن آنكه قباحت كشف بيت فاطمه عليها السّلام و ارادهء احراق بيت او و ابناء او خارجند از امورى كه به قانون اهل ايمان توجيه آن وجهى و معنى داشته باشد . و أمّا سابعا : ] « 2 » به اينكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله با كمال محبت او امير المؤمنين و فاطمه عليهما السّلام را و بودن ايشان احب ناس به سوى آن حضرت همچنان كه روايت كرده است عايشه و قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حق ايشان با حسنين عليهم السّلام :
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 194 - 195 . ( 2 ) . ما بين دو قلاب در نسخهء خطى روى آن خط كشيده شده كه نشان ابطال آن مىباشد ، و در ردّ بعدى كلمهء « ثامنا » نيز خط خورده شده و بر روى آن « سابعا » نوشته شده است . چون بر نگارنده معلوم نشد كه اين خطخوردگى از جانب مؤلف بوده يا شخصى كه ردّيّه را خوانده و مناسب ندانسته ، لذا نص محفوظ ماند .