ثلاثه مر امامت را با عدم شهادت نص و معجزه و عصمت به آن ؟ !
[ تخلف عمر و ابو بكر از جيش اسامه ]
و از جمله مطاعن آنكه : ابو بكر و عمر داخل در جيش اسامه بودند و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مرضش مكرر امر به رفتن جيش اسامه كرد . ايشان تأخير و تخلف به واسطهء اميد غصب خلافت كردند .
و ذكر كرده بعض اهل سنت در خبر بعد از تأكيد و مبالغه در تنفيذ و فرستادن جيش كردن « لعن اللّه المتخلف عنه » « 1 » را ، يعنى لعنت كند اللّه تعالى كسى را كه تخلف كند از آن جيش .
و از جمله جماعتى كه گفته است : اشتمال روايت بر لعن متخلف ابدى است همچنان كه شارح « مواقف » نقل كرده است وقتى كه نقل كرده است از او آنچه ذكر كرده است از اختلاف صحابه به قول خود كه : و همچو اختلافشان بعد از آن در تخلف كردن از جيش اسامه ، پس گفتند قومى به وجوب پيروى به واسطهء قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله : « جهّزوا جيش اسامة ، لعن اللّه من تخلف عنه ! » « 2 » .
يعنى : درست كنيد تهيهء لشكر اسامه را ، لعن كند خداى تعالى كسى را كه تخلف كند از آن !
و گفتند قومى به تخلف كردن به واسطهء انتظار كه مرض رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله چه قسم مىشود .
تمام شد مضمون كلام او و دلالت بر بودن ابو بكر و عمر از جيش با شهره
هامش
( 1 ) . بنگريد به : شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد 2 / 20 .
( 2 ) . الملل و النحل ، شهرستانى 1 / 23 المقدمة الرابعة ، شرح نهج البلاغة 2 / 20 ، بحار الانوار 30 / 432 و مصادر گوناگون ديگر .