تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 373

مساهمون:

ص٣٧٣
كلمه زيادتى غرور و فريب كسى نباشد كه محبت او در دلش بىدليل راسخ شده است به محض تبعيت آبا و اخوان ، نفعى به او ندارد به واسطهء عدم معذرت او از مظلومان و عدم ابراء او از مهمومان و عدم اظهار خطا در آنچه او را داعى بر اين خطا شده كه آن ربودن خلافت به حيله و غلبه باشد . پس چه نفع خواهد داد كلمه [ اى ] كه دلالت بر ندامت دارد با اختلاف در شرايط توبه و اصرار او در امرى كه داعى شده است او را به اين قباحت « 1 » ؟ !

[ توجيه بعضى از عامه امامت عمر و ابو بكر ] [ را و تأييد احراق بيت ]

اگر كسى گويد كه : امامت منعقد مىشود به بيعت واحد و اثنين همچنان كه طائفه كه از جملهء آن طائفه صاحب « مواقف » است گفته‌اند به واسطهء آنكه امامت ابو بكر منعقد شده است به بيعت عمر به دليل تحقق اجماع بر امامت او ، و به اينكه او امام بوده از وقت بيعت . پس البته نص قاطعى خواهد بود كه دلالت بر كفايت اين بيعت در امامت كند دلالت قطعيه ، و اجماع كاشف است از آن . پس عدم نقل آن ضرر ندارد زيرا كه اجماع غنى مىكند از نقل آن قاطع . و گفته‌اند بعضى از اهل سنت كه از جمله آنها صاحب « مغنى » است به انعقاد امامت به بيعت يكى و رضاى چهار كس نه به بيعت يكى مطلقا زيرا كه امامت ابو بكر به بيعت عمر بود به رضاى ابو عبيدة بن الجراح و سالم مولاى
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 192 - 193 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 373 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)