پس رفتيم و ما تعجب مىكرديم از قول او ، و اللّه ! كه ما افشاء سرّ او نكرديم تا مردن او « 1 » . تمام شد مضمون كلام « 2 » .
[ عمر و ابو بكر ارادهء مغالبه داشتند ]
و به آنچه نقل كرديم ظاهر شد كه قصد مغالبه مقصود به غير اين دو نبود بلكه مدار امر بر مغالبه بود ، و اين مغالبه در ميان اين دو هم بود .
و اينكه گفتهء قاضى وجهى ندارد چه وجه امر به قتل معاود در بيعت فلته و بسط با آنكه ايشان مبايعه را به عنوان فلته كردند و بسط يد بر مسلمانان بلكه بر اكمل مؤمنان كه حضرت امير المؤمنين عليه السّلام باشد [ . . . ] « 3 » وجهى ندارد .
و كدام دليل دلالت دارد بر جواز قتل معاود در فلته و عدم جواز قتل مبتدء در آن ؟
و شدن آن فلته ابتداء سبب خلافت ؟
آيا هست اين مگر تناقض واضح ميان افعال و اقوال ايشان « 4 » ؟ !
[ كشف بيت فاطمه سلام اللّه عليها ]
و از جمله مطاعن كشف بيت فاطمه عليها السّلام است و عدم رعايت حرمت او و عدم احتراز از غضب او كه آن غضب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است همچنان كه در
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 190 .
( 2 ) . الشافى 4 / 126 - 135 .
( 3 ) . كلمهاى در نسخه جا افتاده و در حاشيه تصحيح شده ، ولى در عكسبردارى حذف شده است .
( 4 ) . سفينة النجاة : 190 .