تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 334

مساهمون:

ص٣٣٤
و فقرهء سابقه به قلّت مدت سرور ظلم دنياست . و شما بالفعل مىگوييد اينكه ارث نيست ما را ، آيا حكم جاهليت و كفر را طلب مىكنيد ؟ ! و كيست نيكوتر از اللّه تعالى از روى حكم كردن از براى قومى كه صاحبان يقينند . اى پسر ابى قحافه ! آيا تو ارث پدرت مىبرى و من ارث پدر خود نمىبرم ؟ ! ! به تحقيق كه آورده‌اى امر فاسدى . پس نزد شما - كه مراد ابو بكر و عمر است - شتران مهار دارد و باردار است ، اشاره است به اينكه شما اسباب و تجمل به هم رسانيديد و ذريّهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را از ارث آن حضرت منع كرديد . ملاقات مىكنم تو را - كه مراد ابو بكر است - در روز حشر تو ، پس چه خوب حاكم است اللّه تعالى و سيّد و بزرگ محمد صلّى اللّه عليه و آله است ، و وعده به قيامت است و نزد ساعت ، و قيامت زيان مىكنند باطل كنندگان عمر ، و حق و هر چيز را محل قرارى هست . پس زود باشد كه اين خبر را - يعنى عاقبت آن را - بدانيد . بعد از آن افتاد آن طاهرهء مظلومه صلوات اللّه عليها بر قبر پدرش صلّى اللّه عليه و آله و گفت : به تحقيق كه ثابت و متحقق شده است بعد از تو خبرها و امر عظيم اگر تو حاضر بودى آن خبرها را بسيار نبود عظم آنها . ممكن است كه مراد سيدهء نسوان از بسيار نبودن آن باشد كه : اگر شما حاضر بوديد دفع اين شرور ميسر بود يا آنكه ديدن جمال با كمال تو باعث تدارك آلام چنينى مىشد . و اين ظاهرتر است كه تدارك آن ممكن نيست ما نمىيابيم تو را با كمال حاجت كه تدارك آن ممكن نيست مثل نيافتن زمين باران را ، مختل و فاسد