و فقرهء سابقه به قلّت مدت سرور ظلم دنياست .
و شما بالفعل مىگوييد اينكه ارث نيست ما را ، آيا حكم جاهليت و كفر را طلب مىكنيد ؟ ! و كيست نيكوتر از اللّه تعالى از روى حكم كردن از براى قومى كه صاحبان يقينند .
اى پسر ابى قحافه ! آيا تو ارث پدرت مىبرى و من ارث پدر خود نمىبرم ؟ ! ! به تحقيق كه آوردهاى امر فاسدى .
پس نزد شما - كه مراد ابو بكر و عمر است - شتران مهار دارد و باردار است ، اشاره است به اينكه شما اسباب و تجمل به هم رسانيديد و ذريّهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را از ارث آن حضرت منع كرديد .
ملاقات مىكنم تو را - كه مراد ابو بكر است - در روز حشر تو ، پس چه خوب حاكم است اللّه تعالى و سيّد و بزرگ محمد صلّى اللّه عليه و آله است ، و وعده به قيامت است و نزد ساعت ، و قيامت زيان مىكنند باطل كنندگان عمر ، و حق و هر چيز را محل قرارى هست .
پس زود باشد كه اين خبر را - يعنى عاقبت آن را - بدانيد .
بعد از آن افتاد آن طاهرهء مظلومه صلوات اللّه عليها بر قبر پدرش صلّى اللّه عليه و آله و گفت : به تحقيق كه ثابت و متحقق شده است بعد از تو خبرها و امر عظيم اگر تو حاضر بودى آن خبرها را بسيار نبود عظم آنها .
ممكن است كه مراد سيدهء نسوان از بسيار نبودن آن باشد كه : اگر شما حاضر بوديد دفع اين شرور ميسر بود يا آنكه ديدن جمال با كمال تو باعث تدارك آلام چنينى مىشد .
و اين ظاهرتر است كه تدارك آن ممكن نيست ما نمىيابيم تو را با كمال حاجت كه تدارك آن ممكن نيست مثل نيافتن زمين باران را ، مختل و فاسد
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 334
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٣٣٤