گلوهاى مشركان مىشكست اصنام را و مىشكافت سرها را تا آنكه منهزم شدند جمع و پشت كردند ، و تا آنكه شكافت تاريكى كفر را از صبح آن تاريكى و مراد از صبح ايمان است و ظاهر كرد حق را از خالص آن و سخن گفت بزرگ دين و فرو نشست صداهاى شيطان و تمام شد كلمهء اخلاص .
و شما بر كنار سوراخ از آتش دوزخ بوديد با كمال ضعف كه اشاره به آن كرده كه نهزهء طامع بوديد يعنى طامع كه به شما مىرسد فرصت را غنيمت مىشمرد ، و به منزلهء آب از براى شارب بوديد ، و ربودهشده عجلان و تعجيل كنندگان بوديد يعنى ربودن شما به اعتبار نهايت ضعف احتياج به تأنى و تمهيد نداشت ، و محل پا گذاشتن بوديد ، و آبهاى بد و آلوده مىخورديد ، و قوت مىگرديد كيك را .
ظاهر اين است كه مراد به برغوث در اينجا حيوانات حرام و بد باشد .
ذليل و خوار بوديد ، مىربود شما را كسى كه در طرف شما بود ، تا آنكه نجات داد خداى عز و جل به رسول او صلّى اللّه عليه و آله بعد از حوادث بسيار بعد از آنكه حرص مىداشتند مردان و دزدان عرب و سركشان اهل كتاب .
يعنى : در قتل و غارت و امثال اينها نسبت به شما .
هر چند اين جماعت بر مىافروختند آتش جنگ خاموش مىكرد آن را اللّه تعالى ، و هر چند ظاهر مىشد لمه از براى شيطان يا دهن وامىكرد دهن واكننده مىزد بر دهن او برادر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و بر نمىگشت تا آنكه لگد مىزد بر گوش او و فرو مىنشاند شعلهء سركشى او را به شمشير خود .
اين برادر حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله صاحب كد و اهتمام وجد بود در راه خدا
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 331
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٣٣١