مشايخ آل ابى طالب روايت اين خطبه از پدران و تعليم اولاد مىكردهاند تا اينكه سيد رحمه اللّه گفته كه : اين خطبه به اين وجه از طرق مختلفه و وجوه شتى منقول است ، كسى كه ارادهء آن طرق دارد اخذ آن از مواضعش خواهد كرد .
به تحقيق كه طول داديم به ذكر كردن ما آنچه ذكر كردهايم از اين خطبه به واسطهء حاجت به آن .
و چون دعوى مىكند قاضى عبد الجبار اينكه فاطمه عليها السّلام بازايستاد از طلب راضى بوده و امساك كرده از طلب قانع بوده اگر بهت و كمى حيا نبود ؟ !
تمام شد مضمون كلام سيد رحمه اللّه .
[ مسلّم بودن خطبهء فدكيهء حضرت زهرا سلام اللّه عليها ]
و مىگويم كه : شبهه نيست در اين كه اين خطبه از فاطمه عليها السّلام است زيرا كه نقل عامه بر طبق نقل خاصه به اعظم دواعى بر اخفاء و انتشار نقل آن همچنان كه تعلّق به انتشار دارد سيد رحمه اللّه گفته است : قاطع است بر صدق آن .
كسى نگويد كه : نقل سيد مرتضى رحمه اللّه به اينكه به طرق و وجوه كثيره نقل شده است پس نيست زيرا كه قطع نظر از ثقه بودن او و انتشار كتب كه اين طرق را نقل كرده است در آن زمان كذب در نقل بلكه شهود در نقل مشاهير علما در امثال اين امور در ميان مخالف و موافق ظاهر و منتشر مىشود به حيثيتى كه بر ارباب بصيرت و بينش از طائفتين مخفى نمىماند چنان كه در اوايل مبحث امامت به واسطهء تصحيح نقل و روايات اشاره به اين شد .
سيد رحمه اللّه خصم قوى معاصر و حاضر داشت كه اندك لغزش در نقل و روايت اگر از او مىديد آن را غنيمت شمرده غايت اهتمام در تفضيح او مىكرد ، چه سيد رحمه اللّه اين كتاب را در ردّ قول او نوشته بلكه تلامذهء قاضى عبد الجبار