ضعف ، جواد در غير اسراف .
گفتم : پس در چه مرتبهاى از عثمان ؟
گفت : اگر او والى امر خلافت شود حمل مىكند اولاد ابى معيط را بر گردن مردم ، و اين كار را كه بكند او را مىكشند « 1 » .
و نقل كرده است روايت ديگر كه : وصف كرده است در آن روايت چهار نفر از اصحاب شورا را مشافهه به اوصاف بد .
و گفته است مر عبد الرحمن را : و اما تو اى عبد الرحمن ! دوست مىدارى همهء قوم خود را ، و اما تو يا على و اللّه كه اگر وزن شود ايمان تو به ايمان اهل ارض هرآينه ايمان تو زياد مىآيد .
پس برخاست على عليه السّلام و رفت .
پس گفت عمر كه : و اللّه كه هرآينه مىدانم مرتبهء مردى را كه اگر خلافت را به او بگذارند حمل مىكند شما را بر راه درست .
گفتند : كيست او ؟
گفت : اينكه پشت كرده از ميان شما .
گفتند كه : پس چه منع مىكند شما را از اين ؟
گفت : نيست به سوى اين سبيلى « 2 » .
و در خبر ديگر روايت كرده است سيد رحمه اللّه از بلا ذرى در « تاريخ » « 3 » او كه چون اهل شورا از نزد عمر بيرون رفتند گفت : اگر واگذارند امر خلافت را به
هامش
( 1 ) . بنگريد به : تاريخ المدينة ، ابن شبه نميرى 3 / 882 - 883 .
( 2 ) . الصراط المستقيم 3 / 23 ، و در حاشيه به نقل از شرح نهج البلاغة 1 / 185 چاپ دار المعارف ، أنساب الأشراف 5 / 18 ، كنز العمال 3 / 158 .
( 3 ) . الانساب ، بلا ذرى 5 / 18 .