تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 291

مساهمون:

ص٢٩١
چه نص اعمّ از آن است كه تعيين شخصى اولا بشود مثل تعيين كردن ابى بكر عمر را يا بيان قاعده كند كه امر امامت بعد از مراعات آن به يكى منتهى شود و كسى كه امام نص بر امامت او كند امام است . و وارد مىشود بر اين بحثها كه وارد كرده شد بر دليل امامت عمر و غير آن كه به نقل حكايت شورا ظاهر مىشود « 1 » .

[ حكايت شوراى عمر ]

نقل كرده صاحب « مغنى » از مطاعن شيعه بر عمر حكايت شورا را به اين قسم كه : گفته است عمر كه : اگر جمع شوند على و عثمان پس قول آن است كه ايشان گفته‌اند ، و اگر بگردند سه سه پس قول از براى آن سه است كه در ايشان عبد الرحمن باشد به واسطهء دانستن عمر به اينكه على و عثمان جمع نمىشود ، و اينكه عبد الرحمن احتمال ندارد كه امر را از ختن و ابن عمّ خود صرف كند و امر كرد كه گردن همه را بزنند اگر از سه روز بگذرد و رأى ايشان به چيزى قرار نگرفته باشد ، و امر كرد به قتل كسى كه مخالفت چهار كس كه مجتمع شوند كند ، و به قتل آنان كه در ميان ايشان عبد الرحمن نباشد تا تساوى عدد . اين بود مضمون گفتهء قاضى عبد الجبار از قبل شيعيان ، و متعرض توجيه شده است بعد از تطويلى كه منفعتى در نقل آن نيست به اينكه اگر مراد او اين بود در آنجا امرى كه مانع خود او را از نص عثمان نبود همچنان كه ابا بكر را چيزى منع نكرد از نص ، چه امر عمر اگر اقوى از امر ابى بكر نبود اضعف نبود .
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 156 .