تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 280

مساهمون:

ص٢٨٠
كه ظاهر شد در مقدمه و مترتب شد بر آن روايت آنچه مترتب شد ، و هرگاه مأخذ بيعت روايت غير صحيحه باشد ، پس اعتبارى به آن بيعت نخواهد بود . اگر گويى كه : خبر صلاة اگر چه صحيح است به واسطهء نقل كردن آن در « صحيح بخارى » و « مسلم » و « مالك » و « ترمذى » و « نسائى » همچنان كه ابن اثير در « جامع الأصول » در كتاب فضايل از ايشان نقل كرده است ، آرى ! آنچه ابن ابى الحديد نقل كرده است صحيح نبود نزد او از جهت اختلالى كه ذكر كرده . مىگوييم كه : چيزى كه اين خمسه نقل كرده‌اند روايت عايشه است ، و حال او در خروج بر امير المؤمنين عليه السّلام و بغضش مر آن حضرت را و جلب شهادت اقارب از براى مقارب را به مثل اين تعليل رد مىكند ، و جلب كرامت از براى نفس خود مانعند از قبول روايت او و بعض روايات « جامع الأصول » با بودن راوى آن عايشه مشتمل است بر اينكه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفت كه : امر كنيد ابا بكر را به صلاة ، پس گفته شد كه : بدرستى كه ابا بكر مرد اسيف و غصه‌خور است ، وقتى كه در مقام تو بايستد نمىتواند به مردم نماز كرد . و اعاده كرد آن حضرت امر به نماز كردن ابى بكر را و مردم هم اعادهء عذر او كردند . و اعاده كرد حضرت در مرت ثالثه ، پس گفت كه : « انّكنّ صواحب يوسف » « 1 » دور كنيد ابا بكر را كه نماز كند به مردم . . تا آخر خبر . دور نيست كه مراد از : « انكن صواحب يوسف » نزد قايل به اين لفظ اين باشد كه هر يك از شما جلب كرامت از براى خود مىكنيد . و اين خبر هم مشتمل است به بعض تشويشات .
هامش
( 1 ) . صحيح بخارى 1 / 162 و 165 .