تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
نگاه داشت او را در جاى او نشست رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، پس قرائت كرد از آنجا كه رسيده بود ابو بكر . مىگويم « 1 » : نزد من در اين واقعه كلام است و در دل من در مىآيد در اين حكايت شكوك و اشتباه وقتى كه اراده كرده بود كه بفرستد به سوى على تا وصيت كند به سوى او حسد برد عايشه بر او پس سؤال كرد كه حاضر كند پدرش را ، و حسد برد حفصه بر او پس سؤال كرد كه حاضر كند پدرش را ، و بعد از آن هر دو حاضر شدند و طلب كرده نشدند ، پس شبهه است كه دختران طلبيده بوده‌اند پدران را و همين است ظاهر . و قول رسول « 2 » اللّه صلّى اللّه عليه و آله در حالتى كه جمع شده بودند كلشان نزد او : برگرديد « 3 » ، پس اگر مرا حاجتى باشد مىفرستم به سوى شما ، قول كسى است كه نزد او ضجر و غضب باطن باشد به واسطهء حاضر شدن اين دو تهمت است مر زنان را در طلبيدن پدران ، پس چون مطابق مىشود اين فعل با آنچه روايت كرده‌اند كه عايشه گفت : چون تعيين كرد پدرش را در صلاة اينكه پدر من مرد رقيق القلب است ، پس امر كن عمر را ؟ ! كجاست آن حرص از اين استعفا و طلب تغيير امر به صلاة ؟ ! و اين موهم اين است كه آنچه شيعه مىگويند درست باشد كه نماز ابى بكر بنابر امر عايشه باشد . اگر چه من نمىگويم به اين و قائل به اين نمىشوم اما تأمل اين خبر و ملاحظهء مضمون آن موهم اين است ، پس گويا اين خبر صحيح نباشد ، اين
هامش
( 1 ) . قائل ابن ابى الحديد است ، و متن سابق و لاحق تتمهء كلام و نقل وى مىباشد . ( 2 ) . كلمهء رسول در نسخهء خطى تكرار شده است . ( 3 ) . در نسخهء خطى : برگردند .