شرحبيل كه گفت : سؤال كردم ابن عباس را : آيا وصيت كرد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟
پس گفت : نه .
گفتم : پس چه قسم بوده است ؟
پس گفت كه : گفت در مرض او كه : بفرستيد به سوى على ، پس بطلبيد او را ، پس عايشه گفت : اگر مىفرستادى به سوى ابو بكر .
و حفصه گفت : اگر مىفرستادى به سوى عمر ؟
پس جمع شدند نزد او همه « 1 » .
چنين است لفظ خبر بنا بر روايت طبرى در « تاريخ » « 2 » و نگفته است كه :
پس فرستاد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به سوى ابو بكر و عمر ، گفت ابن عباس : پس گفت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه : برگرديد ، پس اگر باشد مرا حاجتى مىفرستم به سوى شما .
پس برگشتند و گفته شد به رسول اللّه [ صلّى اللّه عليه و آله ] امر نماز ، پس گفت كه : امر كنيد ابو بكر را اينكه نماز كند به مردم .
پس گفت عايشه كه : بدرستى كه ابو بكر مرد رقيق القلب است ، پس امر كن عمر را .
پس گفت : امر كنيد عمر را .
پس گفت عمر كه : من پيش نخواهم ايستاد حال كونى كه ابو بكر حاضر باشد ، پس مقدم شد ابو بكر .
پس يافت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله سبكى ، پس بيرون آمد ، پس چون شنيد ابو بكر حركت آن حضرت را متأخر شد . پس كشيد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ثوب او را ، پس
هامش
( 1 ) . شرح نهج البلاغه 3 / 191 ، و به نقل از وى در حاشيهء بحار الانوار 28 / 160 .
( 2 ) . تاريخ طبرى : 3 / 196 .