در كتاب از فضايل مجاهدين ، و تفضيل دادند بر ايشان به محض هوى بعض قاعدين را .
[ انفاق ابو بكر ]
و اما انفاق او از حال او معروف نيست ، و دلالت بر آن ندارد نقل صحيح ، بلكه آنچه منقول است از حال او در جاهليت و اسلام دلالت بر آن ندارد كه او از اغنيا باشد .
و نقل كردهاند كه پدر او در نهايت فقر بوده و بود كه ندا مىكرد بر مائدهء عبد اللّه بن جذعان به يك مد در هر روز كه آن يك مد را قوت مىكرد « 1 » .
پس اگر ابو بكر غنى بود هرآينه كفايت مىكرد پدر خود را .
و ابو بكر در جاهليت معلم اطفال بود و در اسلام خياط بود ، و چون والى مسلمانان شد منع كردند او را از خياطى ، پس گفت كه : من محتاجم به قوت .
پس گردانيدند از براى او در هر روز سه درهم از بيت المال .
و به تقديرى كه قبول كنيم كه او انفاق كرد چه منفعت دارد انفاق در وقتى كه نيت خالص نباشد ؟ و با ظهور انفاق عثمان بر جيش عسرت منتفع شدن او به آن دليلى ندارد ، و بر تقدير خلوص نيت چه انتفاع دارد وقتى كه ابطال آن كرده باشد به غصب حق اهل البيت عليهم السّلام ؟ ! « 2 »
خلاصهء سخن : شمردن امثال اين امور از مدايح با عدم ثبوت در مقابل مدايح امير المؤمنين عليه السّلام در كمال ركاكت و قباحت است .
هامش
( 1 ) . بنگريد به : بحار الانوار 30 / 366 .
( 2 ) . به استدلالات قويهء شيخ مفيد در افصاح : 213 - 214 رجوع شود .