تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
است مضمون كلام ابن ابى الحديد . بعد از اين در خبر اشكال ذكر نكرده است ، و آن اين است كه : جايز نبود شيخ امر كردن ابى بكر به نماز به امر كردن عمر به آن پيش از گذشتن زمانى كه شرط جواز نسخ است . و گفته است كه : اگر گويى : چرا گفته‌اى در صدر كلامت اين را كه اراده داشت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه بفرستد به سوى على به او وصيت كند به سوى او ؟ و چرا جايز نيست كه فرستاده باشد به سوى او به واسطهء حاجتى ؟ مىگوييم : به واسطهء آنكه خروج كلام ابن عباس اين مخرج است . آيا نمىبينى كه ارقم بن شرحبيل راوى اين خبر گفت كه : سؤال كردم ابن عباس را كه آيا وصيت كرد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ پس گفت : نه ، پس گفتم : پس چون بود ؟ پس گفت : بدرستى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مرضش گفت : بفرستيد به سوى على ، پس بخوانيد او را ، پس سؤال كرد يك زن اينكه بفرستد به سوى پدرش ، و سؤال كرد زن ديگر كه بفرستد به سوى پدرش ، پس اگر نه چنين بود كه ابن عباس وصيت فهميده از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه بفرستد به سوى على پس بخوانيد او را كه اراده كرده است وصيت كردن به سوى على ، هرآينه به خواست بودن هيچ معنى خبر دادن او ارقم را به اين در جواب سؤال او از وصيت . تمام شد معنى كلام ابن ابى الحديد . مخفى نيست كه : اكثر كلام او درست است و اما تعبير كردن او به توهم به قول خود كه : و هذا توهم صحة ما يقول الشيعة نيست مگر به واسطهء قائل شدن او به امامت ابى بكر محض تبعيت سلف و الّا به غير آن يتوهم وجهى نداشت . و وارد مىشود بر قول او كه فلعل هذا الخبر غير صحيح اينكه مختل مىشود دليل امامت ابى بكر چه انعقاد بيعت در سقيفه بنابر روايت صلاة بود همچنان