است مضمون كلام ابن ابى الحديد .
بعد از اين در خبر اشكال ذكر نكرده است ، و آن اين است كه : جايز نبود شيخ امر كردن ابى بكر به نماز به امر كردن عمر به آن پيش از گذشتن زمانى كه شرط جواز نسخ است .
و گفته است كه : اگر گويى : چرا گفتهاى در صدر كلامت اين را كه اراده داشت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه بفرستد به سوى على به او وصيت كند به سوى او ؟
و چرا جايز نيست كه فرستاده باشد به سوى او به واسطهء حاجتى ؟
مىگوييم : به واسطهء آنكه خروج كلام ابن عباس اين مخرج است .
آيا نمىبينى كه ارقم بن شرحبيل راوى اين خبر گفت كه : سؤال كردم ابن عباس را كه آيا وصيت كرد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ؟ پس گفت : نه ، پس گفتم : پس چون بود ؟ پس گفت : بدرستى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در مرضش گفت : بفرستيد به سوى على ، پس بخوانيد او را ، پس سؤال كرد يك زن اينكه بفرستد به سوى پدرش ، و سؤال كرد زن ديگر كه بفرستد به سوى پدرش ، پس اگر نه چنين بود كه ابن عباس وصيت فهميده از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه بفرستد به سوى على پس بخوانيد او را كه اراده كرده است وصيت كردن به سوى على ، هرآينه به خواست بودن هيچ معنى خبر دادن او ارقم را به اين در جواب سؤال او از وصيت . تمام شد معنى كلام ابن ابى الحديد .
مخفى نيست كه : اكثر كلام او درست است و اما تعبير كردن او به توهم به قول خود كه : و هذا توهم صحة ما يقول الشيعة نيست مگر به واسطهء قائل شدن او به امامت ابى بكر محض تبعيت سلف و الّا به غير آن يتوهم وجهى نداشت .
و وارد مىشود بر قول او كه فلعل هذا الخبر غير صحيح اينكه مختل مىشود دليل امامت ابى بكر چه انعقاد بيعت در سقيفه بنابر روايت صلاة بود همچنان
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 279
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٢٧٩