تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
امامت رد فرمودهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خواهست بودن . و گويا خروج رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله با شدّت مرض او براى ايماى ناس بود كه تقدم ابو بكر به اذن نبوده و الّا از براى خروج رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وجهى كه عقل سليم به آن راضى شود نيست . و قول عبد اللّه « 1 » كه : فقلت : أ لا أعرض عليك ما حدثتنى عائشة « 2 » ، دلالت دارد بر بودن عايشه متهم به كذب در خبر . و قوى مىشود دلالت بر اتهام از قول راوى كه فما انكر منه شيئا ، زيرا كه عارف به اسلوب كلام مىفهمد از مثل اين عبارت وضوح احتمال تكذيب خبر به منتشر بودن اينكه اين خبر از مفتريات عايشه است . پس عرض كرد آن خبر را بر ابن عباس و از عدم تكذيب او استنباط صدق كلام كرد و متفطن نشد كه ابن عباس قادر بر تكذيب عايشه در اين خبرى كه عمده است در بودن خلافت نيست . و در قول ابن عباس : اسمت لك الرجل الذي كان مع العباس . . ؟ اشاره به دقيقه [ اى ] شده كه آن اين است كه : على عليه السّلام نبوده است از جماعتى كه رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله امر به امامت ابى بكر نسبت به آن جماعت كرده بنابر روايت عايشه ، پس به چه نحو استدلال مىكند به اين خبر بر استحقاق خلافت عامه « 3 » ؟ !

[ كلمات ابن ابى الحديد و اشكالات و توجيهات وى ]

گفته است عبد الحميد بن ابى الحديد كه : روايت كرده است ارقم بن
هامش
( 1 ) . در منابع متعدد : عبيد اللّه . ( 2 ) . چنانچه در صفحات پيشين گذشت . ( 3 ) . سفينة النجاة : 151 .