دهى به بودن او از اصحاب نار اگر مستمر به اين اصرار باشد ، پس ممدوحيت پدر هم احتمال تخصيص دارد به شرط رعايت مقتضاى كتاب و سنت .
و بعد از ترك مقتضاى آيه ولايت و آنچه موافق آن است از قرآن و مقتضاى حديث غدير و آنچه موافق آن است از سنت چه اعتمادى بلكه چه احتمال بر بقاء شرط هست تا به آن متمسك شدن وجهى داشته باشد ؟ !
و بسيار [ ى ] از مفسرين انكار نزول آيه در شأن عبد الرحمن كردهاند ، و از عايشه نقل انكار نزول آيه در شأن عبد الرحمن و دعواى علم به آنكه در شأن كدام شخص نازل شده است اگر چه نام آن كس را نقل نكردهاند ، كردهاند .
استدلال به اين آيه بر امامت ابى بكر با عدم قول به استمرار كفر عبد الرحمن ، يا اظهريّت دلالت آيه بر موت اين به عنوان كفر از دلالت آن بر موت اب با اسلام از نهايت غفلت از مقتضاى دليل وجه تبعيت اهواء فاسده ناشى شده است « 1 » .
[ آيهء بيعت تحت الشجره ]
و از جمله آيات كه استدلال بر امامت ابى بكر مىكنند آيهء
لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَ أَثابَهُمْ فَتْحاً قَرِيباً
« 2 » .
يعنى : به درستى كه هرآينه راضى شده است اللّه تعالى از مؤمنان وقتى كه بيعت مىكردند تو را اگر « اذ » ظرف باشد - يا آنكه راضى شد از مؤمنان چون
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 144 .
( 2 ) . فتح ( 48 ) : 18 .