تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 264

مساهمون:

ص٢٦٤
سنهء ست از آن . و باز استدلال او به آيهء فتح بر امامت ابى بكر به محض احتمال يا دلالت روايت قتاده و مجاهد بر بودن داعى رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله وجهى ندارد . و تأييد مىكند قوم اولى بأس شديد هوازن و ثقيف بودن را آنچه روايت كرده است سيد با روايت قتاده اينكه : روايت كرده است ابن مسيب از ابى ورقا از ضحاك در قول اللّه تعالى
سَتُدْعَوْنَ إِلى قَوْمٍ أُولِي بَأْسٍ شَدِيدٍ
« 1 » الآية ، اين كه آن قوم ثقيفند . و روايت كرده است هيثم از ابى بشر از سعد بن جبير كه گفت كه : اين قوم هوازنند در روز حنين . و به آنچه ذكر كردم ضعف كلام بيضاوى ظاهر شد بىحاجت به بيان « 2 » .

[ آيهء اف والدين ]

و بعض ايشان ذكر كرده است از فضايل ابى بكر دلالت آيهء احقاف بر نهايت جلالت او كه منافى غصب خلافت است و آن اين است :
وَ الَّذِي قالَ لِوالِدَيْهِ أُفٍّ لَكُما أَ تَعِدانِنِي أَنْ أُخْرَجَ وَ قَدْ خَلَتِ الْقُرُونُ مِنْ قَبْلِي وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ ما هذا إِلَّا أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ * أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
« 3 » . يعنى : آنى كه گفته است مر پدر و مادر خود را - در مقام حنجر از قول به
هامش
( 1 ) . فتح ( 48 ) : 16 . ( 2 ) . سفينة النجاة : 143 - 144 . ( 3 ) . احقاف ( 46 ) : 17 - 18 .