تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 265

مساهمون:

ص٢٦٥
معاد و امر به ايمان - : اف مر شما را ! آيا مىترسانيد ما را « 1 » از اينكه بيرون آورده شوم « 2 » از ارض حال كونى كه گذشته‌اند قرون پيش از من كه هيچ كدام از خاك بيرون نيامده‌اند ؟ و اين پدر و مادر طلب فرياد رسيدن خداى تعالى مىكردند از آن كس و از گفتهء او ، و مىگفتند كه : واى بر تو ! ايمان بياور به درستى كه وعدهء الهى حق است . پس او مىگفت كه : نيست اين سخن مگر افسانه از پيشينيان . ايشانند كه حق است بر ايشان قول - يعنى : اهل نار بودن - . وجه دلالت آنكه : اين آيه در شأن عبد الرحمن بن ابى بكر نازل شده است ، و اين آيه همچنان كه دلالت بر اصرار او در كفر در آن زمان مىكند همچنان كه دلالت بر كمال ابوين او در ايمان مىكند ، و كامل الايمان مىكند ، و كامل الايمانى كه در قرآن به كمال مذكور باشد عاقبت آن غصب خلافت نمىتواند بود « 3 » .

[ ردّ دلالت آيه ]

و در اين نظر است : چه دلالت آيه بر مذمت اين زياده از دلالت آن است بر مدح ابوين چه ظاهر آيه اصرار پدر و مادر در ايمان و فرزند در كفر است با زيادتى كه ظاهر است
أُولئِكَ الَّذِينَ حَقَّ عَلَيْهِمُ الْقَوْلُ
عاقبت پسر دوزخ بدن است . و هرگاه با اظهريت دلالت آيه به اصحاب نار بودن پسر احتمال تخصيص
هامش
( 1 ) . كذا ، ظاهرا : مرا . ( 2 ) . در نسخهء خطى : سوم . ( 3 ) . سفينة النجاة : 144 .