تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
سلطنت آيا ممكن است مر صاحب سلطنتى كه او را قدرت بر هر چه از ظلم بلكه قتل باشد اينكه به او بگويند كه : تو ترك عمل به كتاب اللّه و اخبار رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كرده‌اى ؟ و آيا قدرت دارد كسى كه خبر دهد صاحب سلطنت و شوكتى كه غرضش متعلق به اين باشد كه مردم او را صاحب مذهب حق دانند به بطلان مذهب ؟ و ظاهر است كه قدرت ندارد با آنكه سهل‌تر است از اينكه بگويد كسى را كه دعوى كند كه خليفهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است اينكه تو غصب خلافت كرده [ اى ] « 1 » .

[ علت سكوت امير مؤمنان عليه السّلام ]

و ممكن است كه كسى وجه ديگر هم بگويد از براى اكتفا كردن امير المؤمنين عليه السّلام به آنچه اكتفا به آن كرده و آن اين است كه : بر تقدير اظهار نصوص مشهوره كه مختلسين قادر بر انكار لفظ و دلالت نبودند گاه بود كه بعض ايشان مىگفتند كه : رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله در اين امر خطا كرده ! و تبعيت او مىكردند در اين قول شنيع جماعتى و منضم مىشد استخفافى كه در نهايت ظهور است به رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به آنچه متحقق شده كه استخفاف آن حضرت است به استخفاف اهل بيت او عليهم السّلام و حاصل شود جرأت زياد در عصيان رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و ترك مقتضاى
وَ مَنْ يَعْصِ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ
« 2 » أزيد از آنچه
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 134 - 135 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) : 14 ، احزاب ( 33 ) : 36 و جن ( 72 ) : 23 .