تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 245

مساهمون:

ص٢٤٥
لهلك عمر يعنى : اگر معاذ نبود هرآينه هلاك مىشد عمر « 1 » . و باز وقتى كه نفى بسيار كردن مهر كرد زنى گفت كه : يعطينا اللّه بقوله :
وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً
« 2 » و يمنعنا عمر ، يعنى : مىدهد اللّه تعالى به قول او كه :
وَ آتَيْتُمْ إِحْداهُنَّ قِنْطاراً
مبلغ بسيار عظيم را به ما و عمر منع مىكند « 3 » . و عمر گفت : كلّ الناس أفقه من عمر حتى المخدرات فى الحجال - يعنى : همهء مردم داناتر از عمرند تا آنكه زنان در خانه‌ها « 4 » . و غير اين دو روايت از رواياتى كه مسطور است در كتب و مذكور است در السن . و در هر دو وجه نظر است به واسطهء آنكه ممكن است كه منع كند بعض عالمان به نص را از اظهار اغراض فاسده مثل طمع و بودن امر از براى خود يا از براى كسى كه از او اميد منفعتى از براى خود داشته باشد ، و همچنان كه ايماء به اين قبل از اين شد . و ذكر نكردن عمر حديث غدير را با آنكه در روز غدير بعد از قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله خطاب به امير المؤمنين عليه السّلام كرده گفت : أصبحت مولاى و مولى كلّ مؤمن و مؤمنة با دلالت حديث بر امامت و دلالت قول عمر بر فهميدن او دلالت آن را بر امامت همچنان كه در وقت شرح اين حديث دانستى ، شاهد است بر آنچه ذكر كرديم « 5 » .
هامش
( 1 ) . بنگريد به : الاحكام ، آمدى 1 / 254 . ( 2 ) . نساء ( 4 ) : 20 . ( 3 ) . الاحكام ، آمدى 1 / 254 . ( 4 ) . الغدير 6 / 98 به نقل از منابع مختلف . ( 5 ) . سفينة النجاة : 133 - 134 .