و منع كند بعضى را شبهه به واسطهء مشاهده كردن ايشان معتبرين را مصرّ « 1 » بر تنازع و گردانيدن نص را در حكم منسىّ « 2 » .
پس گويا تجويز كرده باشند نسخ نص غيرى كه ندانسته باشند و منع كند بعض ديگر را ضعف مدرك و بعض ديگر را حيرتى باشد كه ناشى شده باشد از انتقال سيد انبياء .
و گويا بعضى قادر بر مكالمه نبودند ، و در امثال اين مجمع ممكن نيست از براى اكثر مردم سخن گفتن بر وجهى كه مردم متوجه به آن شوند .
و اين از موانع عاديه است چنان كه ظاهر مىشود از براى كسى كه ملاحظهء مجالس عظيمه كرده است .
و بعضى مسابقه در مكالمه را لايق ندانسته انتظار فرصت تكلم يا سبق ديگرى مىكشيده .
و بعضى مناسب ندانسته جرأت انفراد به كلام در معارضهء جماعت ، گويا انتظار معاون و تمهيدى كه به آن تجويز تأثير كند مىكشيد .
در چنين حالى ربايندگان كه از براى ربودن تمهيد و تخلف از جيش اسامه به همين اميد كرده بودند با آنچه به ايشان رسيده بود از لعن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر متخلف و شنيده بودند قول اللّه تعالى
وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى
« 3 » را كه دلالت داشت بر آنكه آنچه آن حضرت گويد از الهام الهى است به واسطهء اين غرض فرصت را غنيمت شمرده پيش از حضور صاحب حق و كمّل صحابه مسارعه به عقد بيعت كردند بىطلب تأمل و مراجعت به واسطهء خوف خروج امر از
هامش
( 1 ) . مصر : پافشارىكننده .
( 2 ) . منسى : فراموش شده .
( 3 ) . النجم ( 53 ) : 3 .