[ اطاعت نكردن بنى اسرائيل از هارون ]
و اما رابعا : به واسطهء ضعف استبعادى كه ذكر كرده و گمان مفسده بودن آن كرده و بودن آن ضعيفتر به مراتب شتّى از ترك بنى اسرائيل اطاعت هارون عليه السّلام را با استمرار نبوت او و ظهور خلافت او و اقرارشان به هر دو به محض غيبت موسى عليه السّلام با ظهور احتمال مراجعت او و عبادت كردن ايشان جماد را به گفتهء سامرى كه دليلى بر حجيت آن نبود ، و هرگاه كه قائل شوند به وقوع اين شهادت قرآن چرا تجويز نمىكند بطلان بيعت ابو بكر را اگر فرض كنيم كه كتاب و برهان شهادت به آن ندهند « 1 » .
[ دليل ديگر مخالفان بر امامت ابو بكر ]
دليل دوم : از دو دليل طايفهء أولى بر امامت ابى بكر حاصلش با تقريب كردن با آن دليل را اين است كه امامت يا به نص است به امير المؤمنين عليه السّلام يا به اجماع به ابى بكر به واسطهء بطلان امامت عباس كه تأسى شد قول به آن بعد از دو قول مذكور مدتى به واسطهء تقرب به بعض پادشاهان از اولاد او .
و اول باطل است به دو وجه :
يكى آنكه : اگر نص بر امير المؤمنين عليه السّلام متحقق بود هرآينه ظاهر خواست بودن بسيارى از اهل سقيفه از جهت توفّر دواعى و قرب عهد با حضور اكثر صحابه در آنجا ، اگر آن نص ظاهر بود از براى ايشان هرآينه ظاهر مىكردند و مىگفتند كه صاحب حق غير شماست به نص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و حاجت به
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 132 .