پس به چه چيز حكم كردند كه امير المؤمنين عليه السّلام به محاربهء ناس قادر بود با غايت كثرت اعدا و قلّت ناصر ؟ !
و باز محاربه ميان اصحاب رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نزد خروج آن حضرت به روضهء رضوان و پيش از استيلاء شوكت اسلام بر بلدان بسا بود كه باعث طمع كفار و غلبهء آنها بر مسلمين مىشد .
و مثل اين خلاف در مثل اين احوال سبب استيلاء اعدا مىشود همچنان كه سيرت ماضيه دلالت بر اين دارد .
و باز بسا بود كه اين محاربه سبب ضعف اعتقاد مسلمين و ارتداد ايشان از اسلام مىشد به توهم كردن اينكه اگر اين دين حق بود سرعت نمىكردند اصحاب آن دين در مقاتله در اوائل انتقال رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به دار السلام به حيثيتى كه مضرت آن برد مر اعظم باشد از مضرت آنچه واقع شده است از بيعت باطله .
حاصل دليل قاطع دلالت بر امامت امير المؤمنين عليه السّلام و بطلان امامت ابو بكر مىكند ، و اين شبههء سخيفه مندفع مىشود به يكى از اين احتمالات .
پس هيچ وجه ندارد ذكر كردن آن در مقابل آنچه شنيديد ، و باب مدينهء علم بهتر مىداند آنچه حال تقاضاى آن مىكند و به آنچه از رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله شنيده است .
پس عمده دلالت بر حقّيّت امير المؤمنين عليه السّلام است و بطلان امامت كسى كه تجويز امامت او كردهاند « 1 » .
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 131 - 132 .