تجهيز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را به واسطهء آنكه در امر خلافت نهايت اهتمام بود و احتمال داشت كه بر تأخير آن مفاسدى مترتب شود كه تدارك آن متعذّر يا متعسّر باشد به خلاف تأخير تجهيز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله به واسطهء آنكه با عدم هر مفسده در آن امير المؤمنين عليه السّلام و بعض اصحاب مشغول به آن بودند ، و امرى كه خوف در تأخير آن باشد متعيّن است به تعجيل .
و ترك كردن مهاجرين و انصار تجهيز رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله را نه از آن جهت بود كه ايشان عالم به مرتبهء رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله نبودند بلكه عالم به قباحت ترك او در اين حال بودند و با اين پروا از آن پروا نكردند و زود به سقيفه رفتند به واسطهء ترسيدن ايشان از تأخير در امر خلافت ، فوت شدن آنچه از فوت شدن آن خوف داشتند ، و بعد از آنكه به سقيفه حاضر شدند مهاجرين و انصار استدلال كردند به آنچه مناسب دانستند .
و ظاهر شد ضعف دليل انصار و قوت دليل مهاجرين و رجحان ابو بكر در ميان مهاجرين به آنچه عمر و ابى عبيده گفتند ، بنابراين دليل بيعت كردند به او .
و سعد بن عباده چون صاحب غرض بود التفات به قول او در اجماع نكردند ، و مخالفت بعض اصحاب مثل على عليه السّلام و طلحه و زبير و ابو سفيان و غير ايشان بعد از مدتى بر طرف شد و استقرار يافت اجماع بر امامت ابو بكر .
و اگر تنزل كنيم از اين مرتبه و گوييم كه : مخالفت سعد ضرر به اجماع دارد مىگوييم كه : بعد از وفات او كه در اوايل عمر واقع شد مستقر شد اجماع بر امامت عمر و امامت او دلالت بر امامت ابو بكر مىكند به دو وجه :
يكى آنكه : هر كس عمر را امام مىداند ابو بكر را هم امام مىداند ، پس امامت عمر مستلزم امامت ابو بكر خواهد بود و الّا خرق اجماع مركب لازم
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 212
مساهمون: محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)
ص٢١٢