تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 211

مساهمون:

ص٢١١
و نه به اجماع چنان كه دانستى . و قول بشير بن سعد كه ترك او ضرر به شما ندارد و او يك مرد است صريح است در قصد ايشان غلبه كردن را به هر نحوى كه باشد . و گويا كه بشر مىگويد كه غلبهء شما باطل نمىشود به عدم اطاعت يك كس و الا اجماع مختل مىشود به مخالفت واحد اگر چه اطاعت به جبر هم نفعى ندارد . اگر گويى كه : صاحب غرض بودن او قول او را از مرتبهء اعتبار بيرون مىبرد مىگوييم كه : صاحب غرض بودن قول او را از اعتبار خارج مىكند اگر دانيم كه او اعتقاد به امامت ابو بكر دارد و انكار او را از جهت داعيه مىكند و از او غير از داعيهء خلافت به دعواى استحقاق كه فحواى كلامش دلالت بر آن داشت چيزى ظاهر نشد و اما اعتقاد او به عدم استحقاق او و استحقاق ابو بكر از كلام او ظاهر نشد . و باز [ . . . ] « 1 » عذر بشير عدم ضرر به وحدت بود نه به بودن او صاحب غرض « 2 » .

[ استدلال عامه بر امامت ابو بكر ]

و استدلال كردند بر امر ثانى كه امامت ابو بكر باشد به دو دليل : دليل اول اجماع است . و خلاصهء آنچه ذكر كرده‌اند اين است كه : مهاجرين و انصار ترك كردند
هامش
( 1 ) . ظاهرا كلمه‌اى در حاشيهء نسخهء خطى تصحيح و اضافه شده كه متأسفانه در نسخهء ما حذف شده است . ( 2 ) . سفينة النجاة : 114 - 115 .