تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
و بعد از انتقال سلطنت به اولاد عباس اگر چه بعض ايشان عارف به حق بودند اما كتمان شايع بود به واسطهء خوف داشتن از ايشان از اظهار حق قوت اولاد امير المؤمنين عليه السّلام را كه اين قوت مستلزم ضعف سلطنت بنى عباس مىشد . و جمعى از ايشان غير عارف بودند و مستمر شد زمانهاى دراز به اظهار باطله در لباس حق و كتمان حق به واسطه اطفاء نور اللّه تعالى و امثال اين دواعى بر كتمان گاه غالب مىشود بر دواعى اظهار و انتشار مثل دواعى يهود و نصارى بر كتمان بشارت موسى و عيسى عليهما السّلام به نبى ما صلّى اللّه عليه و آله بر شايع شدن بشارت و انتشار در ميان ايشان . و با اين در كتب ايشان هست آنچه باعث ضياء بصير شود و زياد هم آيد از قدر حاجت و وقوع مثل اين با علم صريح به بطلان مستبعد نيست از اصحاب اهواء و ارباب تقليد و ضعفا « 1 » .

[ مقالهء ابن سعد و ملك رى ]

آيا نشنيده‌اى كه چه كرد ابن سعد و كوفيان با حضرت امام حسين عليه السّلام و ذريه و اقربا و اصحاب او ؟ ! با آنكه بسيارى از ايشان از شيعيان پدر او و از جمله قائلين به حجيت او بودند بعد از آنكه وعدهء نصرت كرده بودند از براى اميد شفاعت جدا و به سبب اغراض خسيسهء دنيّه با آنكه علم به استحقاق دوزخ داشتند . آيا نشنيده‌اى مقالهء ابن سعد بر آن طريقه كه اخبار و تواريخ دلالت دارد بر
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 111 .