فصل دوم در آنچه متعلق به امامت ابو بكر است
قائلان به امامت او دو طايفهاند : يكى كه در باب امامت نص واقع نشده است نه جلى و نه خفى .
و طايفهء ديگر مىگويند كه : نص به امامت ابو بكر واقع شده است و چون نص بر امامت ابو بكر در نهايت بود كسى كه نسبت علم به او توان داد به اين قائل نشده است و طايفهء اولى را اثبات دو چيز بايد كرد .
اول : عدم نص مطلقا .
و دوم : اثبات امامت ابو بكر به غير آن .
و استدلال كردهاند بر عدم نصّ جلى بعض از اين طايفه به آنچه حاصلش اين است كه : اگر نص جلى وارد شده بود هرآينه عالم به آن بسيار خواهست بودن به واسطهء كثرت اصحاب و توفر دواعى ، پس واجب بود كه امر امامت مثل نماز و روزه باشد ، و لازم باطل است پس ملزوم نيز باطل خواهد بود .
و صحيح نيست منع بطلان لازم به تجويز كردن دانستن كل منكر نص مر آن نصر را ، و بودن انكار آن از براى دواعى زيرا كه ما يقين مىدانيم كه ما علم به نص نداريم و باز ممتنع است كتمان كردن خلق بسيار در ازمنه متطاولهء آنچه در