اللّه صلّى اللّه عليه و آله و رعايت گفتهء پسر خطاب ضمنا و رعايت گفتهء ابن عوف صريحا - چنان كه در مبحث شورا ظاهر خواهد شد ان شاء اللّه تعالى - نبود ؟ ! !
اى طالب نجات ! تأمّل كن در آنچه منكر ولايت مىگويد از براى ابقاء اعتقادى كه پدران و مشايخ خود را در آن اعتقاد ديده ، پس فرض كن احضار تو را از براى حساب و مهيّا كن جواب مناسب از براى آن روز و تابع صادق مصدّق باش كه او سخنى از راه هوا نگفته و راضى مباش به مساوات تو با كسى كه ردّ قول صادق مصدّق كرده به قول خود كه :
إِنَّا وَجَدْنا آباءَنا عَلى أُمَّةٍ وَ إِنَّا عَلى آثارِهِمْ مُقْتَدُونَ
« 1 » .
يعنى : به درستى كه ما يافتيم پدران ما را به طريقه و به درستى كه ما بر آثار ايشان اقتداكنندگانيم « 2 » .
[ توجيهات عامه در شأن نزول حديث غدير ]
نقل كرده است صاحب « مغنى » از شيخ أبو هذيل آنچه حاصلش اين است كه : بعض اهل علم اعتراض و بىادبى كردند بر على عليه السّلام بعض امور او را ، پس ظاهر شد بر رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله ، پس خبر داد مرتبهء آن حضرت را به واسطهء دفع فتنه .
و بعضى گفتهاند كه : سبب اين حديث آن بود كه : ميان امير المؤمنين عليه السّلام و ميان اسامة بن زيد كلامى واقع شده بود پس امير المؤمنين عليه السّلام گفت : آيا اين سخن با مولاى خود مىگويى ؟
هامش
( 1 ) . زخرف ( 23 ) : 43 .
( 2 ) . سفينة النجاة : 88 - 89 .