خطا واضح است و آنچه تشبيه كرده است آن را به قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه من از براى مثل پدرم از مشابهت بيرون است زيرا كه تعيين كردن مقدمه مر معنى جملهء بعد را در موضعى است كه مؤخّر احتمال معنى مقدم داشته باشد و مثالى كه ذكر كرده چنين نيست .
و جائز بودن مثالى كه جملهء مؤخر احتمال مقدّم داشته باشد و حائز نبودن آنچه جملهء آخر احتمال معنى مقدم نداشته باشد و از آن قصد معنى اول بكنند ظاهر است .
و همچنين مخالفت حكم تصريح و اجمال و جايز بودن تصريح به آن معنى و جايز نبودن اجمال با ارادهء آن معنى ظاهر است . انتهى « 1 » .
[ سخنان مؤلف در طعن بر مخالفان ]
و اقول : موالات و نصرت امير المؤمنين عليه السّلام به حسب ظاهر و باطن مثل موالات رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و نصرت او واجب خواهد بود بر امّت . بنابراين احتمال پس چه قسم خواهد بود حال اهل شورا ؟ يا ذكر امير المؤمنين عليه السّلام مناقبش را كه از آن جمله حديث غدير است در روز شورا در مقام استدلال آن حضرت بر استحقاق امر دعواى استحقاق نبود يا دعواى استحقاق بود اما طلب نصرت از ايشان و غير ايشان از جماعتى كه قائل به وجوب اطاعت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله هستند نبود ؟ !
آيا اين جماعت داخل نبودند در دعا و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله بر كسى كه خوار كرده است امير المؤمنين عليه السّلام را ؟ ! يا آنچه ايشان كردهاند ترك گفته و فرمودهء رسول
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 2 / 304 - 305 .