و اما نسبت منازعه به خصوص زيد به وجه ديگر باطل است و آن اين است كه : او در موته كشته شده است ، و حديث غدير بعد از مراجعت از حجة الوداع است و ميان ايشان زمان دراز است .
و باز اگر مقصود از خبر آنچه ايشان ذكر كردهاند بود نيكو نبود از امير المؤمنين عليه السّلام احتجاج به اين خبر در شورا و هرآينه واجب بود كه قوم در جواب او بگويند كه : سبب اين خبر چنين و چنين بود ، پس دلالت بر فضل تو ندارد پس احتجاج آن حضرت و سكوت قوم شاهد بر بطلان احتمالات مذكورهاند .
و باز بنا بر آنچه ذكر كردهاند نبود از براى قول عمر كه اخبار به آن متظافر است أصبحت مولاى و مولى كل مؤمن و مؤمنة . معنى انتهى « 1 » .
[ طريق ديگر در اثبات خبر غدير ]
بدان كه بعض استدلال مخبر غدير استدلال با مقدمه است و بعض علم و ممكن است استدلال به آن خبر كردن بىحاجت به مقدمه به قول رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله « اللهم ! وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله » به اين قسم كه نقل شيعه متواتر است در بودن او مدعى امامت در اول امر در مواضعى كه ممكن بود اظهار آن و متواتر بودن منافات با عدم ظهور آن از براى منكرين ندارد زيرا كه ايشان اعتقاد به ضد اين به هم رسانيدهاند به اعتبار عدم تخليهء نفس در مستدلّين و تبعيت ايشان در مقلدين ، و اعتقاد به ضد مانع ظهور حق است اگر چه متواتر باشد .
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 89 - 90 .