تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 166

مساهمون:

ص١٦٦
اطاعت و انقياد باشد و تجويز كرده است مراد به آن مهربانى و رحمت و حسن نظر باشد گفته است : سخنى كه حاصلش اين است كه : به تقدير اينكه قبول كنيم كه مراد از مقدمه آن است كه ذكر كرده‌اند ، پس قبول نداريم كه واجب باشد رعايت موافقت مقدمه در جمله [ اى ] كه بعد از مقدمه است ، بلكه تقديم مقدمه به واسطهء تأكيد است بر مردم ، مثل آنكه بگوييد كه : من از براى شما مثل پدرم ، پس هرگاه يكى از شما از براى غايط يا بول برود رو به قبله و پشت به قبله ننشيند گويا رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله گفته است كه آيا من اولى به شما نيستم در بيان شرايع و احكام ، پس هرگاه كه چنين باشم در بيان دين پس كسى كه لازم است اولى موالات من و نصرت من و اطاعت من ظاهرا و باطنا ، پس موالات على عليه السّلام به آن مرتبه لازم است و اگر تصريح به اين معنى كرده بود عبث نبود و همچنين وقتى كه ارادهء اين معنى كند « 1 » .

[ جواب سيد مرتضى ]

سيد مرتضى رحمه اللّه در جوابش گفته است آنچه حاصلش اين است كه : گاه باشد كه كلامى به تنهايى احتمال امرى داشته باشد و منضم به امرى بوده احتمال آن نداشته باشد همچنان كه صاحب غلامان بگويد كه : غلام من آزاد است ، پس لفظ مجمل است كه احتمال هر يك از غلامان دارد و بهر كدام كه تفسير كند آن مقبول است . و هرگاه تعيين يكى از غلامان كند به صفات چندى و بعد از آن بگويد كه : غلام من آزاد است پس مراد همان غلام خواهد بود و اگر تفسير به ديگرى كند
هامش
( 1 ) . سفينة النجاة : 87 .
ضياء القلوب مباحثى در امامت ( فارسی ) — صفحة 166 | محمد بن عبد الفتاح سراب تنكابنى (فاضل سراب)