آن محصلى كه تحصيل مينمايد تا افاضه حضرت يزدان نباشد زحمات او به جائى نميرسد هر چند زحمت بكشد عالم نشود مگر با توجهات حق تعالى منتها با اسباب مدرسه رفتن و معلم ديدن كه بمرور ايام به همان مقدار كه زحمت كشيده كسب فيض مينمايد .
و اما قسم دوم از علم عرضى را علم لدنّى ميگويند يعنى بىواسطه كسب فيض مينمايد بدون تحصيل و تلقين حروف افاضه مستقيم از مبدء فيّاض على الاطلاق مىشود و عالم ميگردد .
چنانچه در آيه 64 سوره 18 ( كهف ) فرموده
وَ عَلَّمْناهُ مِنْ لَدُنَّا عِلْماً
« 1 » .
احدى از شيعيان نگفته و ادعاء ننموده كه علم بمغيبات جزء ذات پيغمبر و امام است يعنى ذاتا پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و امامها عالم بعلم غيب بودهاند همان قسمى كه خداى متعال عالم است .
و اگر كسى چنين ادعائى نمايد قطعا جزء غلات و كافر مىباشد و ما شيعيان اماميه از آنها بيزارى ميجوئيم .
ولى آنچه ما ميگوئيم و عقيده به آن داريم اينست كه حضرت احديت جل و علا مجبور و محدود نميباشد بلكه فعّال ما يشاء و قادر بالاستقلال مىباشد در مواقعى كه مشيّت او تعلق گيرد بهر خلقى از مخلوقات كه صلاح و مقتضى بداند علم و قدرت بدهد قادر و توانا مىباشد .
منتها گاهى بوسيله و واسطهء معلم بشرى و گاهى بىواسطه افاضه فيض مينمايد كه از آن علم بىواسطه تعبير بعلم لدنّى و علم غيب مينمائيم كه بدون مكتب رفتن و معلم ديدن درك فيض مينمايد بقول شاعر .
نگار من كه بمكتب نرفت و خط ننوشت * بغمزه مسألهآموز صد مدرّس شد
شيخ - بيان مقدماتى شما صحيح است ولى مشيّت خداوندى بچنين امر غير طبيعى تعلق نمىگيرد كه از علم غيب خود بدون معلّم و مدرّس افاضه نمايد .
هامش
( 1 ) وى را از نزد خود علم لدنى ( و اسرار غيبى ) بياموختيم .