تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 907

مساهمون:

ص٩٠٧
داعى - اشتباه شما و أقران شما در همين جا است كه قدرى فكر نميكنيد حتّى بر خلاف عدّه بسيارى از محققين علماى خودتان صحبت ميفرمائيد و الا اين مطلب بقدرى ساده و واضح است كه محتاج ببحث نميباشد . در اينكه خداوند متعال به تمام انبياء و اوصياء آنها كه برگزيده‌گان او هستند به اندازه و مقدارى كه براى محيط هر يك لازم بوده است افاضه غيبى نموده شبهه‌اى نمىباشد . شيخ - در مقابل اين آيات منفى قرآن كه صريحا نفى علم غيب را از افراد مينمايد چه دليل مثبتى بر مدعاى خود داريد . داعى - ما مخالف با آيات منفى قرآن نيستيم زيرا هر آيه‌اى از قرآن براى امرى مخصوص نازل گرديده كه گاهى منفى و گاهى مثبت بمقتضاى حال بوده است فلذا درباره قرآن بزرگان گفته‌اند آيات القرآن يشدّد بعضها بعضا . در مقابل تقاضاى مشركين و كفار كه پيوسته از آن حضرت اقتراح آيات ميكردند ( كه فى الحقيقة ميخواستند مقام نبوت را بازيچه دست خود قرار دهند ) آيات نفى نازل ميشد . ولى براى اثبات اصل موضوع آيات مثبته نازل نموده تا كشف حقيقت گردد . و اما دلائل از قرآن مجيد و اخبار صحيحه و تاريخ كه مورد توجه علماى خودتان هم مىباشد حتى بيگانگان هم تصديق دارند بسيار است .

دلائل از آيات قرآنيّه بر اينكه انبياء و اوصياء آنها عالم بغيب بودند

شيخ - خيلى عجيب است كه ميفرمائيد دليل مثبت در قرآن كريم است متمنى است آن آيات را قرائت فرمائيد . داعى - تعجب نفرمائيد خودتان هم ميدانيد منتها صلاحتان نيست تصديق نمائيد زيرا در اثبات مقام خلافت بعقيده خودتان اسباب زحمت مىشود يا متابعت از اسلاف شما را وادار بتعجب نموده است . اولا در آيه 26 سوره 72 ( جنّ ) صريحا ميفرمايد
عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ فَإِنَّهُ يَسْلُكُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ مِنْ خَلْفِهِ رَصَداً لِيَعْلَمَ أَنْ