أَمْرِنا ما كُنْتَ تَدْرِي مَا الْكِتابُ وَ لَا الْإِيمانُ وَ لكِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِي بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا
« 1 » .
اگر افاضه علم غيب در عالم نبود پس انبياء چگونه از بواطن امور خبر ميدادند و مردم را از زندگانى داخلى آنها آگاه مىنمودند .
مگر در آيه 43 سوره 3 ( آل عمران ) از قول حضرت عيسى على نبينا و آله و عليه السّلام صريحا نقل نمىنمايد كه به بنى اسرائيل ميفرمود
وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ
« 2 » .
آيا خبر دادن از امور داخلى اشخاص اخبار از مغيبات نيست اگر بخواهم تمام آيات قرآن مجيد را كه در اين امور وارد است قرائت نمايم وقت مجلس اقتضا ندارد براى نمونه و شاهد گمان ميكنم كافى باشد .
شيخ - اين نوع بيانات شما و هم عقيدههاى شما است كه سبب پيدايش راهزنيها شده - دستههاى بازيگران و حقهبازها بعنوان رمّال و جفّار و كف بين و كتبين و طالع بين و سر كتاب بين و امثال اينها در جامعه پيدا شده و گوش مردم بىخبر را بريده جيب خود را پر كرده بعنوان خبر دادن از غيب مردم را با خرافات و موهومات عادت داده باعث بدبختىها ميشوند و خلق را بگمراهى و خروج از حق و حقيقت ميكشانند .
مدعيان علم غيب بهر وسيله و اسباب كذابند
داعى - عقايد حق باعث بدبختى نميشود جهل و نادانى ملتها است كه آنها را بدر هر خانهء ميكشاند و الّا اگر مسلمين دانا ميشدند مطابق با دستورات اكيده پيغمبر عظيم الشأن خود در پى علم و عالم ميرفتند مخصوصا عارف به قرآن ميشدند و از روز اول باب علم مسدود نميشد در پى اشخاص مجهول و أيادى
هامش
( 1 ) و همين گونه ما روح ( و فرشته بزرگ ) خود را بفرمان خويش براى وحى به تو فرستاديم و از آن پيش كه وحى رسد ندانستى كتاب خدا چيست و نه فهم كردى كه راه ايمان و شرع كدامست و ليكن ما آن كتاب و شرع را نور ( وحى و معرفت ) گردانيديم كه هر كس از بندگان خود را بخواهيم به آن نور هدايت ميكنيم .
( 2 ) و بشما از غيب خبر دهم كه در خانههاتان چه ميخوريد و چه ذخيره ميكنيد .