بعد از شستن صورت بايستى دستها را هم شست و شو داد همچنين در حكم ثانى ميفرمايد و امسحوا برؤسكم و ارجلكم - ارجلكم را برؤسكم معطوف ميدارد يعنى بعد از مسح سر بايستى پاهاى خود را هم مسح نمائيد و قطعا غسل جاى مسح را نميگيرد .
پس همان قسمى كه صورت و دستها را وجوبا در وضو بايد شست سر و پاها را هم بايستى وجوبا مسح نمود نه آنكه يكى را مسح و ديگرى را غسل دهند و اگر چنين كنند واو عاطفه بىمعنى ميگردد .
علاوه بر اين معانى ظاهره روى قاعده عرف عام شريعت مقدسه اسلام در كمال سهولت آمده مشقت و سختى در احكام او راه ندارد بديهى است هر عاقلى ميفهمد در شستن پا يك نوع مشقتى است كه در مسح آن مشقت نيست پس قطعا چون عمل بمسح سهلتر است حكم شريعت روى آن جارى گرديده چنانچه ظاهر آيه حكم بر اين معنا مينمايد .
و امام فخر رازى كه از اكابر مفسرين خودتان است ذيل همين آيه شريفه بيان مفصّلى دارد بر وجوب مسح بحسب ظاهر آيه كه اينك وقت مجلس اجازه نقل آن بيان مفصّل را نميدهد شما خود مراجعه فرمائيد تا كشف حقيقت بر شما گردد .
فتوى دادن اهل سنت بر مسح بچكمه و جوراب بر خلاف نص صريح قرآن
و اعجب از فتواى بشستن پاها بر خلاف نص صريح قرآن مجيد حكم بجواز مسح بر چكمه و جوراب است سفرا و يا حضرا يا سفرا دون الحضر با اختلاف بسيارى كه بين فقهاى شما مىباشد ! ! .
علاوه بر آنكه بر خلاف نص صريح قرآن حكم دادهاند ( زيرا قرآن حكم بمسح برپا مينمايد نه چكمه و جوراب ) اين حكم بر خلاف حكم اول مىباشد كه شستن پا باشد اگر مسح بر خود پا جايز نيست و بايستى بشويند پا را چگونه در اينجا حكم را تنزل دادهاند كه بجاى شستن حكم بر جواز مسح بر چكمه و جوراب دادهاند و هر عاقلى