امام احمد بن حنبل و اسحاق و ثورى و اوزاعى فتوى دادهاند كه جائز است مسح بر عمامه چنانچه امام فخر رازى در تفسير كبير خود نقل نموده است .
و حال آنكه هر عاقلى ميداند كه مسح بر روى عمامه غير از مسح بر سر مىباشد سر عبارت است از گوشت و پوست و استخوان و موهاى متّصل به آن ولى عمامه پارچههاى بافتهايست كه بر روى سر گذاردهاند - بينهما بون بعيد .
توجه خاص و قضاوت منصفانه لازم است
و از اين قبيل است جميع أحكام از طهارت تا ديات كه بين فقهاء و أئمه أربعة شما إختلاف بسيار مىباشد كه غالبا مخالف نص صريح آيات قرآنست مع ذلك بهم بدبين نيستيد و هر يك در اعمالتان آزادى مطلق داريد .
ابو حنيفه و حنفيها را مشرك نمىخوانيد كه بر خلاف تمام موازين فتوى به طهارت و وضو با آب نبيذ ميدهند - و همچنين فتاواى ساير فقهاء را كه مخالف با هم بر خلاف نصوص قرآن مجيد ميدهند مردود نميداريد ! ! ! .
ولى بأعمال شيعيان كه از عترت طاهره آل محمّد سلام اللّه عليهم أجمعين صادر گرديده خوردهگيرى نموده و اعتراض مينمائيد بلكه پيروان آن خاندان جليل را كه عديل القرآناند رافضى و مشرك و كافر ميخوانيد ؟ ! .
و در همين مجلس رسمى مكرر در ليالى ماضيه فرموديد أعمال شيعيان دليل بر شرك آنها مىباشد الحال هم ميفرمائيد چرا مانند مسلمانان نماز نميخوانيد و حال آنكه بين ما و شما و تمام مسلمانان در اصل نماز كه هفده ركعت فريضه شبانه روز مىباشد كه دو ركعت در صبح و سه ركعت در مغرب و در ظهر و عصر و عشاء هر يك چهار ركعت است با هم شريك در عمليم منتها در فروعات اختلافات بسيارى بين جميع فرق مسلمين هست .
همان قسمى كه بين ابو الحسن اشعرى و و اصل بن عطا در اصول و فروع وضوحا اختلاف مىباشد - و همچنين فقهاء اربعه شما ( ابو حنيفه و مالك و محمّد و احمد ) و ساير فقهاء بزرگتان مانند حسن و داود و كثير و ابو ثور و اوزاعى و سفيان ثورى و حسن بصرى