علاوه اگر هم فرمايش شما صحيح باشد قطعا صلاح حال اجتماع را خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از عمر بهتر ميدانستند چرا براى خير جامعه آنها را منع نكردند .
و اگر پيغمبر نهى نكرده خليفه و امام و حجّة منصوص هم نمىتواند روى صلاحبينى حلال خدا را حرام نمايد باستناد آنكه صلاح اجتماع در اين بوده كه مردم متعه ننمايند .
منع متعه سبب شيوع فحشاء و زنا گرديده
اگر خوب دقت كنيد حكم متعه سبب شيوع فحشاء نيست بلكه منع از متعه شيوع فحشاء آورده براى آنكه زن و مرد جوانى كه وسائل ازدواج دائم براى آنها فراهم نيست و متعه هم حسب الامر خليفه عمر حرام بلكه گناه بزرگ است جلوى شهوت و هواى نفس را هم نميتوانند بگيرند چه ميكنند ناچار به عمل ناشايسته زنا مشغول ميشوند .
و در هر قومى كه عمل زنا شايع و متداول گرديد پردههاى حرمتها دريده نواميس بشريت متزلزل و امراض مسريه از قبيل سفليس و سوزاك و شانكر و غيره فراوان مىشود خانوادهها از هم پاشيده و بيچاره ميشوند .
چنانچه امام احمد ثعلبى و طبرى در تفسير خود و امام احمد بن حنبل در مسند ذيل آيهء متعه مسندا نقل نمودهاند از امير المؤمنين على عليه السّلام كه فرمود :
« لو لا انّ عمر نهى عن المتعه ما زنى الّا شفى » « 1 » .
و نيز ابن جريح و عمرو بن دينار از عبد اللّه بن عباس ( حبر امت ) نقل نمودهاند كه گفت ما كانت المتعة الّا رحمة رحم اللّه بها امّة محمّد لو لا نهيه ( اى عمر ) عنها ما احتاج الى الزنى إلّا شفى « 2 » .
پس بنا بفرمودهء اصحاب پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سبب شيوع زنا منع از متعه بوده نه عمل بمتعه پس احكام حلال و حرام كه از جانب خداوند بوسيله پيغمبر عظيم الشأن
هامش
( 1 ) اگر عمر متعه را نهى نمينمود زنا نمىكرد ( در اسلام ) مگر قليلى از مردم .
( 2 ) متعه رحمتى بود از جانب خداوند براى امت محمد ( ص ) و اگر عمر منع و نهى از آن نميكرد محتاج بزنا نميشدند مگر قليلى از مردم . و در بعض اخبار عوض شفى شقى ثبت شده يعنى زنا نميكردند مگر مردمان شقى .