ولى زمانى كه ولادت با سعادت على عليه السّلام نزديك شد مادرش فاطمه بنت اسد را به داخل خانهء كعبه دعوت نمودند .
آن هم نه تصادفا مثل زنى كه در مسجد باشد دفعتا وضع حملش گردد بلكه بعنوان دعوت رسمى او را بدرون خانه در بسته بردند .
بعضى بىخبران گمان ميكنند فاطمه در مسجد بوده درد مخاض او را گرفته نتوانسته خارج شود ناچار در مسجد وضع حملش شده .
در صورتى كه اين قسم نبوده فاطمه بنت اسد ماه وضع حملش بوده به مسجد الحرام رفته درد مخاض او را گرفته در مستجار كعبه مشغول بدعا شده بدرگاه با عظمت پروردگار متعال ناليد كه خداوندا بعزت و جلال خود اين درد مخاض را بر من آسان گردان يك مرتبه ديوار خانهء كعبه ( كه در آن زمان وسط مسجد الحرام قرار داشته درب او كه مساوى با زمين و هميشه بسته و مقفّل بوده مگر در موسم خاص بازمىنمودند ) شكافته و يا درب بسته باز ( چه هر دو در خبر رسيده ) و ندائى برخاست يا فاطمة ادخلى البيت فاطمه داخل شو در خانه - در حضور جامعه مردم كه اطراف خانه نشسته بودند فاطمه داخل خانه شد در و ديوار به حالت اوليه برگشت موجب تعجب همه گرديد جناب عباس حاضر بود وقتى اين قضيه را ديد فورى برادرش جناب ابو طالب را خبر دادند كه كليد درب نزد ايشان بود فورا آمدند آنچه كردند درب خانه باز نشد .
تا سه روز فاطمه ظاهرا بدون قوت و غذا و پرستار در خانه كعبه ماند در تمام خانههاى مكه صحبت از اين پيش آمد غير منتظره مىنمودند روز سوم همان محلى كه داخل شده بود بازشد فاطمه بيرون آمد مردم هجوم آوردند ديدند ماه پاره پسرى روى دست او ديدهها را خيره نمود .
اسد اللّه در وجود آمد * در پس پرده هر چه بود آمد
اين خصيصه و امتياز براى على عليه السّلام ماند كه مولد او خانهء كعبه بوده آن هم با دعوت مخصوصى كه مادرش را به خانه بردند .