تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 809

مساهمون:

ص٨٠٩
و امت عمل به آن ميكردند جز رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ديگرى بوده كه حكم ناسخى را كه از خدا به او امر شده بامت برساند نرسانده ( بقول شما ) محرمانه بعمر تنها گفته باشد عمر هم بأحدى نگفته مگر در آخر دوره خلافتش من عندي حكم بحرمت داده ؟ ! و خليفه ابى بكر هم كه حتما مقامش از عمر بالاتر بوده در تمام دورهء خلافت خود جلوگيرى از حكم منسوخ ننموده باشد ؟ . آيا اين كلمه كفر نيست و معتقد به آن كافر نيست كه بگويد رسول خدا صلى اللّه عليه و آله و سلّم در ابلاغ احكام تسامح نموده و امت از روى جهالت و بىخبرى عمل به حكم منسوخ مىنمودند ؟ ! . ثالثا اگر متعه در زمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نسخ شده و عمر هم از آن حضرت شنيده بود بايستى در وقت گفتن نسبت آن حكم را به آن حضرت بدهد و بگويد خودم از پيغمبر شنيدم كه فرمود عقد متعه منسوخ است و أحدى به آن عمل ننمايد و اگر هر كس عمل به آن بنمايد بايد حد بخورد و يا سنگسار شود . و قطعا با استناد بفرمودهء رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اثرش بيشتر ظاهر ميشد در ميان امت . نه آنكه بگويد دو متعه كه در زمان پيغمبر حلال و مشروع بوده من حرام نمودم و عمل كنندگان را عقاب يا سنگسار مينمايم . آيا حلال و حرام و تعيين حد و حدود را بايد پيغمبر مقرر دارد كه اتصال با غيب عالم دارد يا خليفهء برگزيدهء خلق اين حق را دارد ؟ ! ! . هنوز نميتوانم بفهمم و عقلم حكم نميكند كه عمر با چه برهان و دليلى حلال خدا را حرام كرده و با چه جرئتى گفته انا احرّمهما عجب آنكه خود رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در مواقع ابلاغ احكام نمىفرمود من حلال يا حرام نمودم هر وقت حكمى را ابلاغ مينمود مىفرمود خداى متعال به من امر فرموده بشما ابلاغ نمايم ولى خليفه عمر با كمال جرأت و صراحت ميگويد متعتان كانتا على عهد رسول اللّه انا احرّمهما و اعاقب عليهما ؟ ! فاعتبروا يا اولى الابصار .