مادر آن حضرت را گرفت فلذا از دو جهة حضرت ابراهيم او را پدر خطاب ميفرمودند يكى از جهة عمو بودن و ديگر آنكه شوهر مادر آن حضرت بوده و تا دم مرگ او را پدر ميخوانده .
شيخ - ما از صراحت قرآن نمىتوانيم صرف نظر كنيم مگر آنكه در خود قرآن دليلى يافت شود كه عمو يا شوهر مادر را پدر خوانده باشند و اگر چنين دليلى نتوانيد اقامه نمود ( و هرگز نتوانيد اقامه نمود ) دليل شما ناقص و غير قابل قبول است .
داعى - به اين محكمى صحبت نفرمائيد كه در وقت اقامه دليل استحكام بياناتتان متزلزل گردد .
چه آنكه در خود آيات قرآن مجيد نظائرى هست كه روى قواعد عرف معمول بيان گرديده كه از جمله آنها آيه 127 سوره 2 ( بقره ) مىباشد كه شاهد بر عرض دعاگو است كه سؤال و جواب حضرت يعقوب را با فرزندانش هنگام مرگ ذكر نموده ميفرمايد :
إِذْ قالَ لِبَنِيهِ ما تَعْبُدُونَ مِنْ بَعْدِي قالُوا نَعْبُدُ إِلهَكَ وَ إِلهَ آبائِكَ إِبْراهِيمَ وَ إِسْماعِيلَ وَ إِسْحاقَ إِلهاً واحِداً
« 1 » .
شاهد مقصود از اين آيه شريفه كلمه اسماعيل است براى آنكه بشهادت قرآن مجيد پدر جناب يعقوب اسحاق است و اسماعيل عموى يعقوب است نه پدر او ولى در قرآن روى قاعدهء عرف كه عمّ را أب خطاب ميكردند او را پدر ميخواند .
چون فرزندان يعقوب عليه السّلام عرفا عمو را پدر ميخواندند لذا در جواب پدر هم عمو را پدر خواندند خداوند هم در قرآن همان سؤال و جواب را ذكر فرموده .
روى همان قاعده هم كه حضرت ابراهيم عليه السّلام عمو و شوهر مادرش را عرفا پدر ميخوانده در قرآن هم عرفا او را پدر خوانده و الا بدليل تاريخ و علم ضابط انساب مسلم است كه پدر حضرت ابراهيم ( ع ) تارخ بوده نه آزر .
هامش
( 1 ) جناب يعقوب بفرزندان خود گفت شما پس از مرگ من كرا ميپرستيد گفتند خداى تو و خداى پدران تو ابراهيم و اسماعيل و اسحاق را كه معبود يگانه است .