عمر تفتازانى گويند ما محو و حيرانيم در كلمات على كرم اللّه وجهه كه ميفرمايد نحن اهل البيت لا يقاس بنا احد « 1 » .
و نيز ضمن خطبه دوم نهج البلاغه است كه بعد از رسيدن بمقام خلافت ظاهرى فرمود لا يقاس بال محمّد صلّى اللّه عليه و آله من هذه الامة احد و لا يسوّى بهم من جرت نعمتهم عليه ابدا هم اساس الدين و عماد اليقين اليهم يفيء الغالى و بهم يلحق التالى و لهم خصائص حق الولاية و فيهم الوصية و الوراثة الآن اذ رجع الحقّ الى اهله و نقل الى منتقله « 2 » .
اين بيانات آن حضرت دلالت كامله بر اولويّت و حق تقدم خلافت آن حضرت و خاندان جليل آل محمد صلوات اللّه عليهم اجمعين دارد .
اين جملات نه كلام خود آن حضرت است بلكه مخالفين هم تصديق اين معنى را داشتهاند چنانچه شبهاى قبل عرض كردم كه مير سيد على همدانى در مودت هفتم از مودة القربى از ابى وائل از عبد اللّه بن عمر نقل مىكند كه گفت در وقت شماره اصحاب پيغمبر ، ما گفتيم ابى بكر و عمر و عثمان مردى گفت پس نام على چه شد گفت علىّ من اهل البيت لا يقاس به احد هو مع رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله فى درجته « 3 » .
و نيز از احمد بن محمد كرزى بغدادى نقل مىكند كه گفت شنيدم از عبد اللّه بن حنبل كه گفت سؤال كردم از پدرم ( احمد بن حنبل امام الحنابله ) از تفضيل صحابه او گفت ابى بكر و عمر و عثمان پس گفتم بابا على بن أبي طالب ( عليه السّلام ) كجا است گفت هو من اهل البيت لا يقاس به هؤلاء « 4 » .
هامش
( 1 ) مائيم اهل بيت رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله كه احدى را نتوان قياس بما نمود .
( 2 ) احدى از اين امت با آل محمد صلّى اللّه عليه و آله طرف مقايسه نبودهاند و كسانى كه هميشه از نعمت و بخشش معارف علوم ايشان بهرهمندند با آنان برابر نميشوند آنان اساس و پايه دين و ستون ايمان و يقين هستند دور افتادگان از راه حق به آنان رجوع كرده و واماندگان بايشان ملحق ميشوند و خصائص امامت ( علوم و معارف حقه و آيات و معجزات باهره ) در آنان جمع و حق ايشانست و بس - و درباره آنان وصيت ( رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) وارث بردن ( از آن وجود محترم ) ثابت است در اين هنگام حق بسوى اهلش برگشته و به جائى كه از آن خارج شده بود منتقل گرديده .
( 3 ) على از اهل بيت ( پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است ) كه احدى را مقايسه با او نتوان نمود او با پيغمبر و در درجه آن حضرت است .
( 4 ) على از اهل بيت ( پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله است ) كه نتوان با او مقايسه نمود ابى بكر و عمر و عثمان را .