و اما در طريقهء خلافت على عليه السّلام تقريبا غالب نمايندگان بلاد مسلمين كه تصادفا جهة دادخواهى بدربار خلافت بمدينه آمده اجماع بزرگى تشكيل داده بودند شركت نمودند و باصرار همهء آنها آن حضرت بر مسند خلافت ظاهرى مستقر گرديد .
نوّاب - قبله صاحب اجماع نمايندگان بلاد مسلمين در مدينه براى تعيين خلافت بوده .
داعى - خير هنوز خليفه سوم بر مسند خلافت بر قرار بود بلكه جمعيت بسيارى از غالب بلاد مسلمين از زعماء قوم و بزرگان قبائل جهة عرض حال و شكايت از عمّال و حكّام جائر ظالم بنى اميه و غيره و حركات زشت و قبيح مروان و ديگران كه نزديك بمقام خلافت بودند بدربار خلافت در مدينه جمع شدند كه عاقبت آن اجماع كه كبار صحابه هم در آنها بودند بواسطه ندانستهكاريهاى خود عثمان و گوش ندادن بنصايح مشفقانهء امير المؤمنين و كبار صحابه منجر بقتل او گرديد .
لذا اهل مدينه باتفاق تمام بزرگان قبائل و زعماء اقوام بلاد مسلمين كه تصادفا در مدينه حاضر بودند به حالت اجماع در خانه مولانا امير المؤمنين عليه السّلام رفتند و آن حضرت را بالتماس و اصرار به مسجد آورده و اجماعا با آن بزرگوار بيعت نمودند و چنين اجماعى ظاهرا در اول بيعت براى هيچيك از خلفاء ثلاث قبل از آن حضرت واقع نشد كه روى ميل و اراده و اختيار اهل مدينه باتفاق زعماء بلاد مسلمين دست بيعت بسوى يك فرد شاخصى بكشند و او را بخلافت بشناسند .
با چنين اجماع و اجتماعى كه براى آن حضرت واقع شد ما آن را دليل خلافت براى آن حضرت نمىدانيم بلكه دليل ما بر خلافت آن حضرت قرآن مجيد و نص خدا و رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله است .
مطابق سيرهء تمام انبياء كه بامر خداوند وصى و خليفه خود را معين مينمودند .
ثالثا فرموديد بين امير المؤمنين على عليه السّلام و سائر خلفاء تفاوتى نبوده است نمىدانم عمدا يا سهوا اشتباه فرموديد براى آنكه با دلائل عقل و نقل بلكه اجماع امت ثابت است كه بين على عليه السّلام و خلفاء بلكه تمام امت تفاوت بسيارى بوده است .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 749
مساهمون: سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )
ص٧٤٩