ولى در تمام كتب معتبرهء خودتان ( علاوه بر تواتر كتب شيعه ) اخبار بسيارى از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم موجود است كه على عليه السّلام را بخلافت و وصايت معرفى فرموده كه ببعض از آنها در شبهاى گذشته اشاره نموديم و امشب هم خبر ام سلمه بعرضتان رسيد .
شيخ - در اخبار ما هم رسيده كه پيغمبر فرمود ابى بكر خليفهء من است .
داعى - گويا فراموش فرموديد دلائل شبهاى قبل را كه بر بطلان آن احاديث ذكر نموديم امشب هم شما را بلا جواب نميگذاريم شيخ مجد الدين فيروزآبادى صاحب قاموس اللّغة در كتاب سفر السعادة گويد انّ ما ورد فى فضائل ابى بكر فهى من المفتريات التى يشهد بديهة العقل بكذبها « 1 » .
خلافت على باجماع نزديكتر بود
علاوه بر اينها اگر خوب دقت كنيد در طريقهء ظاهرى خلافت براى هيچ يك از خلفاء راشدين ( از ابى بكر و عمر و عثمان و على عليه السّلام ) و خلفاء اموى و عباسى اجماعى واقع نشد - كه تمام امت جمع گردند يا نمايندگان صحيح العمل جميع امت اجتماع نمايند و متّفقا رأى بخلافت آنها بدهند - ولى بر حسب ظاهر اگر بخلافت مولانا امير المؤمنين عليه السّلام بنگريم مىبينيم باجماع نزديكتر بود تا خلفاء قبل و بعد زيرا مورخين از علماء خودتان نوشتهاند در خلافت ابى بكر در مرتبه اول فقط عمر و ابو عبيده قبركن معروف بجرّاح وارد بودند بعد عدّهاى از قبيلهء اوس روى لجاجت و از جهت مخالفت با قبيله خزرج كه سعد بن عباده را كانديد امارت نموده بودند بيعت نمودند و بعد بمرور بعضى بتهديد ( چنانچه شرح داديم ) و جمعى بتطميع بيعت نمودند و جمعى مانند انصار برياست سعد بن عباده تا به آخر تبعيت از خلافت ننمودند .
و اما خلافت عمر فقط بدستور ابى بكر تنها بر قرار شد اجماعى و اخذ آراء عمومى ابدا در كار نبود بلكه خلافت سلطنتمآبانه انجام شد ؟ ! .
و اما عثمان روى شالودهء سياسى مجلس شوراى ( ديكتاتورى ) كه عمر دستور داد بر مسند خلافت نشست ! ! .
هامش
( 1 ) آنچه در فضائل ابى بكر نقل گرديده از مفترياتى است كه بديههء عقل گواهى بدروغ آنها ميدهد .