تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 746

مساهمون:

ص٧٤٦
و در حديث معروف عمّار ياسر است كه با سلسله اسناد در ليالى ماضيه مفصلا عرض نمودم كه آن حضرت بعمّار فرمود ان سلك الناس كلّهم واديا و سلك علىّ واديا فاسلك وادى علىّ و خلّ عن الناس يا عمّار علىّ لا يردّك عن هدى و لا يدلّك على ردى يا عمّار طاعة علىّ طاعتى و طاعتى طاعة اللّه « 1 » .

ظلم فاحش بمقام مولانا امير المؤمنين عليه السّلام

آنگاه بر خلاف دستور پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم خليفه عمر على را در شورى ميگذارد تحت امر و فرمان عبد الرحمن ؟ ! ! . آيا مىشود به آن دستگاه بدبين نشد ؟ آن همه از كبار صحابه را بر كنار و حق راى آنها را در امر خلافت ساقط نمود بس نبود در خود شورى هم ظلم فاحش بر على عليه السّلام وارد آوردند و اهانت بزرگى به آن حضرت نمودند كه فاروق بين حق و باطل را تحت امر و فرمان عبد الرحمن قرار دادند ؟ ! . آقايان محترم منصفانه قضاوت نمائيد مراجعه كنيد بكتب رجال از قبيل استيعاب و اصابه و حلية الاولياء و امثال آنها حالات على عليه السّلام را با عبد الرحمن و بلكه با آن پنج نفر اعضاء شورى بسنجيد ببينيد عبد الرّحمن لياقت مقام حكميّت را داشته يا مولى امير المؤمنين عليه السّلام آنگاه پى ببريد به حق‌كشيهائى كه روى دسته‌بنديهاى سياسى به كار رفته و مقصود از آن بازيها پامال نمودن حق ولايت در مرتبهء سوم بوده است ؟ ! ! . خلاصهء كلام اگر دستور خليفهء ثانى عمر بن الخطاب عملى بوده كه در تعيين خلافت مجلس شورى لازمست پس چرا در خلافت مولانا امير المؤمنين عملى نشد ؟ . و تعجّب است كه در خلافت خلفاء اربعه ( راشدين ) ( ابى بكر و عمر و عثمان و على ) چهار قسم عمل شده آيا كدام يك از اقسام اربعه حق و ملاك عمل و مدار كار بوده و اقسام ديگر باطل و اگر تمام طرق دل بخواه حق بوده تصديق نمائيد شما براى تعيين خلافت طريق ثابت و دليل قانع‌كننده نداريد .
هامش
( 1 ) اگر تمام مردم براهى ميروند و على به راه ديگر پس راهى را برو كه على ميرود و بىنياز شود از مردم اى عمار على تو را از هدايت بر نگرداند و دلالت بر هلاكت ننمايد اى عمار اطاعت على اطاعت من است و اطاعت من اطاعت خدا است .