تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 747

مساهمون:

ص٧٤٧
و اگر آقايان محترم قدرى از عادت بيرون آئيد و با نظر انصاف و عميقانه بحقايق بنگريد تصديق خواهيد نمود حقيقت غير از آنست كه ظاهرا جريان پيدا نموده .
چشم باز و گوش باز و اين عمى * حيرتم از چشم‌بندى خداى
شيخ - چنانچه اين بيانات شما صحيح باشد كه بايد ( بقول شما ) در او تعمّق بيشترى نمود خلافت على كرّم اللّه وجهه هم متزلزل مىشود براى آنكه همان اجماعى كه خلفاء قبل ( ابى بكر و عمر و عثمان رضى اللّه عنهم ) را بخلافت نصب و تقويت نمودند على كرّم اللّه وجهه را نيز آوردند و بخلافت بر قرار نمودند . داعى - اين فرمايش شما وقتى صحيح مىباشد كه نصوص قبلى از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در كار نبوده و حال آنكه خلافت على عليه السّلام مربوط باجماع امت نبوده بلكه منصوص از جانب خدا و پيغمبر بوده .

خلافت على منصوص از جانب خدا و پيغمبر بوده

و اگر آن حضرت زير بار خلافت رفت نه از جهت اجماع و اجتماع مردم بود بلكه از جهت استرداد حق بود زيرا هر ذى حقى كه حقش را غصب نمايند و لو سالها بگذرد هر وقت فرصتى بدست آورد و مقتضى موجود شد و مانع از ميان رفت بايد حق خود را بگيرد . فلذا آن روزى كه مانع بر طرف و مقتضى موجود شد آن حضرت احقاق حق نمود و حق بر مركز خود قرار گرفت . اگر آقايان فراموش فرموديد صفحات جرائد و مجلات و فوق العاده‌هاى منتشره را مطالعه فرمائيد دلائل و نصوص خلافت را كه ما در ليالى ماضيه يادآور شديم و ثابت نموديم كه برقرارى آن حضرت بمقام خلافت ظاهرى از جهت اجماع و توجه مردم نبوده بلكه از جهت نصوص رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با آيات قرآنى و استرداد حق بوده . شما نمىتوانيد يك خبر متّفق عليه بياوريد كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرموده باشد ابى بكر و عمر و عثمان وصى و خليفهء من‌اند يا نامى از خلفاى اموى و عبّاسى برده باشد .