كه در هيچ جاى عالم ( حتى در ميان ملل وحشى ) چنين مجلس شورائى وجود پيدا نكرده عوض آنكه نمايندگان مجلس را ملت معين نمايند ( كه شايد قول و رأى اكثريت آنها قدرى مؤثر باشد ) خليفه عمر خود معين نمود .
اعتراض بر حكميت عبد الرحمن بن عوف
و عجيبتر از همه آنكه جلو اختيار همه را گرفت و تمام آن عدّه را تحت امر و فرمان عبد الرحمن بن عوف قرار داد ؟ ! .
معلوم نيست روى چه ملاك شرعى و عرفى علمى و عملى عبد الرّحمن را آن قدر شاخصيّت داد ( جز آنكه خويش نزديك عثمان بود و يقين داشت طرف عثمان را نمىگذارد و ديگرى را بگيرد ) كه در دستور خود گفت هر طرفى كه عبد الرّحمن است حقّ است و با هر كس عبد الرحمن بيعت نمايد بايد ديگران تسليم شوند وقتى خوب دقت كنيم مىبينيم ايجاد ديكتاتورى نموده منتها به صورت شورى در آورد ؟ ! .
و بقول امروزىها قانون دمكراسى به كلى بر خلاف اين رويه و رفتار مىباشد .
واقعا جاى تعجب و تأسف است كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مكرّر فرموده كه شبهاى قبل هم با سلسله اسناد ذكر نمودم كه علىّ مع الحقّ و الحقّ مع علىّ حيث دار « 1 » .
و نيز فرمود : هذا علىّ فاروق هذه الامة يفرق بين الحقّ و الباطل « 2 » .
چنان كه حاكم در مستدرك و حافظ ابو نعيم در حليه و طبرانى در اوسط و ابن عساكر در تاريخ و محمّد بن يوسف گنجى شافعى در كفايت الطالب و محبّ الدين طبرى در رياض النضره و حموينى در فرايد و ابن ابى الحديد در شرح نهج و سيوطى در درّ المنثور از ابن عباس و سلمان و أبى ذر و حذيفه نقل نمودهاند كه رسول اكرم صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود :
ستكون بعدى فتنة فاذا كان ذاك فالزموا علىّ بن أبي طالب فانّه اوّل من يصافحني يوم القيمة و هو الصدّيق الاكبر و هو فاروق هذه الامة يفرق بين الحق و الباطل و هو يعسوب المؤمنين « 3 » .
هامش
( 1 ) على با حق و حق با على ميگردد « يعنى هر راهى على برود آن راه حق است » .
( 2 ) اين على فاروق اين امت است كه جدائى مىاندازد ميان حق و باطل .
( 3 ) زود است بعد از من فتنهاى برپا شود در آن موقع بر شما لازم است التزام ركاب على را اختيار نمائيد زيرا او اول كسى است كه روز قيامت با من مصافحه مينمايد او راستگو و فاروق اين امت مىباشد كه تفريق مىنمايد بين حق و باطل او است پادشاه مؤمنين .