تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 742

مساهمون:

ص٧٤٢
قرآن مجيد و آنچه در كتب معتبره علماء فريقين نوشته شده است استفاده نموده و قضاوت به حق مينمايند . به همين جهة معتقدند باينكه و لو به صورت ظاهر در تاريخ با دسيسه بازيهاى سياسى خلافت على عليه السّلام زمانا در مرتبه چهارم قرار گرفته . ولى اين عقب‌ماندگى افضليّت و نصوص وارده در حق آن حضرت را از ميان نبرده و نخواهد برد . ما هم معتقديم و اقرار داريم كه در تاريخ ثبت گرديده كه ابى بكر ( با دسائس سياسى ) در سقيفه بدون حضور على عليه السّلام و بنى هاشم و كبار صحابه و با مخالفت قبيله خزرج از انصار خليفه ناميده شد و بعد از او هم بطريق ديكتاتورى فردى و شورى عمر و عثمان قبل از مقام ولايت على عليه السّلام ظاهرا مسندنشين خلافت گرديدند ؟ ! ! . ولى با يك تفاوت كه آنها خليفة الخلق بودند يعنى عدّه‌اى از همدستان آنها قيام نمودند و حلقهء خلافت را به گردن آنها انداختند . ولى مولانا امير المؤمنين على عليه السّلام خليفة الرسول است كه منصوص از جانب خدا و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده است . شيخ - بىلطفى ميفرمائيد هيچ تفاوتى بين آنها نبوده همان مردمى كه خلفاء ثلاثه ابى بكر و عمر و عثمان رضى اللّه عنهم را بمقامات خلافت اجماعا نصب نمودند على كرم اللّه وجهه را هم همان اشخاص بخلافت نصب نمودند .

اختلاف در تعيين خلفاء ثلاث دليل بر بطلان خلافت آنها است

داعى - تفاوت در تعيين خلافت خلفا از جهات بسيارى واضح و آشكار است اولا اشاره باجماع فرموديد بىلطفى مينمائيد كه تجديد مطلب ميكنيد زيرا كه بىاساس بودن دليل اجماع را شبهاى قبل كاملا بعرضتان رسانيدم كه اجماع امت بر خلافت هيچ‌يك از خلفاء در ابتداء امر واقع نشد ( مراجعه شود به ص 482 تا ص 491 همين كتاب ) .

دلائل ديگر بر بطلان اجماع

ثانيا اگر اتّكاء شما بدليل اجماع است و اين حق را از جانب خدا و پيغمبر براى امت ثابت