تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 741

مساهمون:

ص٧٤١
فعلت لتفرّقتم عنه كما تفرّقت بنو اسرائيل عن هارون بن عمران فسكتا ثم خرجا « 1 » . بعد از بيرون رفتن آنها ما بيرون آمديم من عرض كردم يا رسول اللّه من كنت مستخلفة عليهم فقال خاصف النعل فنزلنا فلم نر احدا الّا عليّا فقلت يا رسول اللّه ما أرى الّا عليّا فقال هو ذلك « 2 » . عايشه گفت بلى يادم هست ام سلمه گفت پس بعد از اينكه اين احاديث را ميدانى كجا ميروى گفت براى اصلاح بين مردم ميروم ؟ ! ! . پس آقايان تصديق نمائيد ام المؤمنين عايشه فريب نخورده بلكه خود عازم فتنه‌انگيزى بوده عالما عامدا قيام نموده با آنكه ام سلمه به او يادآورى نمود احاديث رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را مع ذلك متنبّه نگرديد - با اقرار بمقام حقيقت امير المؤمنين حركت نمود بسوى بصره و آن فتنه بزرگ را برپا كرد كه منجر بريختن خون مسلمانان بسيار گرديد ! ! ! . مخصوصا در اين حديث خصف نعل بزرگترين نص و حجة است بر اثبات امامت و خلافت آن حضرت كه وقتى ام سلمه عرض مىكند يا رسول اللّه كيست آن كسى كه او را خليفه قرار ميدهى بعد از خود فرمود دوزنده نعلين من و آن جز على بن أبي طالب كسى نبوده است . گناه شيعيان فقط اينست كه تحت تأثير هيچ عادتى قرار نميگيرند و با دوربين حقيقت وقايع مهمّهء چهارده قرن قبل را مينگرند و بدون حب و بغض از آيات
هامش
( 1 ) ما حصل معنى آن كه عرض كردند ما قدر مصاحبت تو را نميدانيم فلهذا تمنا داريم ما را تعليم دهيد و بفرمائيد چه كسى خليفه و جانشين شما بر ما مىباشد كه بعد از شما مفزع و پناهگاه ما باشد حضرت به آن دو ( ابو بكر و عمر ) فرمود من مقام و مرتبه و مكان او را ميشناسيم ( يعنى جانشين خود را ) ولى ( فعلا ) اگر اين عمل را بكنم و او را معرفى نمايم از اطراف او متفرق ميشويد همچنانكه بنى اسرائيل از اطراف هارون متفرق شدند پس ساكت گرديده بيرون رفتند . ( 2 ) چه كسى بر آنها خليفه مىباشد فرمود آن كس كه نعلين مرا پاره دوزى مىكند پس از خدمت آن حضرت بيرون آمديم ديديم جز على ( عليه السّلام ) كسى نبود پس عرض كردم يا رسول اللّه غير از على كسى را نمىبينم فرمود همان ( على ) خليفه است .
شبهاى پيشاور در دفاع از حريم تشيع ( فارسى ) — صفحة 741 | سلطان الواعظين ( السيد محمد الموسوي الشيرازي )