بىگناه ريخته شده و هتك نواميس گرديده و نهب اموال شده چگونه بدون محاكمه ميگذرد - صحيح است كه خداوند ارحم الراحمين است - ولى فى موضع العفو و الرحمة و اشدّ المعاقبين فى موضع النكال و النقمة « 1 » علاوه تا دم مرگ خود معترف بوده كه عمدا سبب وقوع حوادث گرديده فلذا بنابر آنچه اكابر علماء خودتان نقل نمودهاند وصيت نمود مرا پهلوى پيغمبر دفن ننمائيد چه آنكه خود ميدانم چه حوادثى بعد از آن حضرت ظاهر ساختم چنان كه حاكم در مستدرك و ابن قتيبه در معارف و محمّد بن يوسف زرندى در كتاب اعلام بسيرة النّبى و ابن البيّع نيشابورى و ديگران نقل نمودهاند كه عايشه بعبد اللّه زبير وصيت كرد ادفنونى مع اخواتى بالبقيع فانّى قد احدث امورا بعده « 2 » .
اما اينكه فرموديد ام المؤمنين فراموش كار بوده و احاديث فضايل على را در بصره ياد آورد و منع پيغمبر را از آن كار بخاطر نداشت اشتباه فرموديد خوبست كتب معتبرهء اكابر علماء خودتان را ببينيد تا باشتباه خود پى ببريد مخصوصا از ص 77 جلد دوم شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد را مطالعه فرمائيد تا حقيقت بر شما كشف گردد اينك براى روشن شدن مطلب ببعض از مندرجات آن كتاب اشاره مىنمايم .
نصايح ام سلمه بعايشه
ابن ابى الحديد از تاريخ ابى مخنف لوط بن يحيى ازدى نقل مينمايد كه در آن موقع ام المؤمنين ام سلمه هم براى عمل حج به مكه مشرف بود وقتى شنيد عايشه بخونخواهى عثمان برخاسته و عازم بصره است بسيار متأثر شد و در مجالس تظاهر بنقل مناقب على عليه السّلام مينمود عايشه بملاقات ام سلمه رفت تا او را فريب داده با خود همدست نموده ببصره بروند .
ام سلمه فرمود تا ديروز آن همه دشنام بعثمان ميدادى و مذمّت مينمودى و
هامش
( 1 ) خداوند ارحم الراحمين است در محلى كه حكمت مقتضى عفو و رحمت باشد و به عكس اگر اقتضاى حكمت سختگيرى شد سختترين عقوبتها را در موقع نقمت و سختى مىكند .
( 2 ) دفن كنيد مرا پهلوى خواهرهايم در بقيع زيرا من بعد از رسول خدا صلى اللّه عليه و آله ايجاد و احداث امور نمودم .